دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۱۸
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان معنی

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان معنی

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان معنی

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

سلام و عرض ادب به شما دوست داران شعر و ادب فارسی.سایت مولیزی مفتخر است که به شما عزیزان اطلاع رسانی می کند.در ادامه شما عزیزان این غزل زیبا را از حضرت حافظ می خوانید.

سپاس از نگاه گرمتان.

شعر من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

این شعر در غزلیات حضرت حافظ واقع شده است.

غزل شماره 411

شعر:

معنی  وتفسیر شعر من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

بیت۱- زلف مشک بیز تو بنفشه را به عذاب و پیچ و تاب می اندازد و لبخند شادی آفرین تو چنانست که گویی غنچه ای از هم می شکفد.

بیت۲-ای گل خوشبوی من، مرا که بلبل خوشخوان تو هستم در آتش جفا مسوزان زیرا که از سر راستی و صداقت، تمام شب را به دعاگویی تو مشغول است.

بیت۳- من که از نازکدلی از نفس فرشتگان هم آزرده می شدم اینک بخاطر تو قیل و قال و خرده گیری جهانی را تحمل میکنم.(من که (در بهشت) از صدای نفس فرشتگان آزرده خاطر می شدم حالیا قیل و قال و سر و صدای عالمی را به خاطر تو بر خود هموار می سازم.)

بیت۴- شکوه و عظمت عشق را ببین که چگونه علیرغم فقر خود، با فخر، گوشه تاج سلطنت را می شکند و لبه کلاه سلطانی را خم میکند.

بیت۵- اگر چه خرقه زهد و جام شراب، در حد و اندازه هم نیستند اما من برای رضایت تو به هر دو متوسل می شوم.

بیت۶- آن لحظه ای شور و حال شراب عشق تو از سرم بیرون می رود که این سر پر هوس ما، خاک در سرای تو شده باشد.

بیت۷-گوشه والای چشم من، تکیه گاه خیال و تصور تو است و اینک مکانی برای دعا شده است. ای سرور من جای تو هرگز از وجودت خالی مباد.

بیت۸- چهره تو چمن زیبایی است بخصوص که در بهار زیبایی، حافظ خوش کلام، بلبل نغمه خوان تر شده است.

تفسیربیت من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

حافظ به معشوقش می گوید که من که آنقدر نازک نارنجی و حساس بودم که نفس فرشتگان آسمانی هم ملولم می کرد، ولی تو بلایی بر سرم آورده ای به خاطر تو همه گونه ملامتی از خلق عالم تحمل می کنم.

حال آن که “نفس فرشتگان“ یعنی هم نفسی و هم نشینی با آن ها و آن کسی که هم نفس فرشتگان بود، شیطان بود و هم اوست که بار ملامت عالمیان را به دوش می کشد. فرشتگان جز اطاعت و عبادت از خود اختیاری ندارند.

آهنگ من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

در ادامه این شعر زیبا را از استاد گرمارودی می شنوید.

molisy.ir

molisy.ir .

برای دانلود آهنگ کلیک کنید

شرح بیتی از حافظ

شرح بیتی از حافظ:

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان             قیل و مقال عالمی، می کشم از برای تو

در غالب تفاسیر این بیت را چنین معنا کرده اند که حافظ به معشوقش می گوید که من که آنقدر نازک نارنجی و حساس بودم که نفس فرشتگان آسمانی هم ملولم می کرد، ولی تو بلایی بر سرم آورده ای به خاطر تو همه گونه ملامتی از خلق عالم تحمل می کنم.

حال آن که "نفس فرشتگان" یعنی هم نفسی و هم نشینی با آن ها و آن کسی که هم نفس فرشتگان بود، شیطان بود و هم اوست که بار ملامت عالمیان را به دوش می کشد. فرشتگان جز اطاعت و عبادت از خود اختیاری ندارند.

فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی          بخواه جام وشرابی بــه خاک آدم ریز

خلقت فرشته به گونه ای است که از سر تا به پا عقل است و اهل طغیان و سرکشی نیست.در چارچوب عقل می زید و سرکشی نمی داند. این عاشق است که به قول مولانا نبضش بی ادب بر می جهد و هنجار شکنی و چارچوب شکنی پیشه می کند. او در تفسیر این حدیث مصطفی علیه‌السلام که:" ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم" می گوید:

در حدیث آمـد کـــه یـزدان مجید           خلق عــالم را ســه گونــه آفــرید

یک گَره را جمله عقل و علم و جود            او فرشته است و نــداند جز سجود

یک گروه دیگــر از دانــش تُهــی             همچو حیـوان، از علف در فــربهی

وان سیُم هست آدمــیزاد و بــشر              از مــلائک نیمی و نیـمی ز خــر

نیمِ حیــوان مایل ســفلی بــود               نیم دیــگر مایــل عِــلوی شـود

حافظ هم دارد به سیاق عرفایی که شیطان را سنگ محک و مامور الهی می دانند، از زبان شیطان می گوید از چارچوب مندی و شسته رفتگیِ عبادی و عادتی و عقلانیِ هم جنسانم -یعنی فرشتگان -ملول شده بودم و عشق تو مرا به سرکشی و عدم سجده به غیر تو کشاند و بابت این سرکشی دارم تاوان سنگینی می دهم و همة تهمت ها و لعنت های عالمیان را تحمل می کنم و به جان می خرم و این تهمت ها و لعنت ها را بر آن ملامت و دنیای کسالت بار فرشتگان ترجیح دادم.

20/5/90

amin-mo.blogfa.com

amin-mo.blogfa.com .

شرح و گزارش غزل ( تاب بنفشه ) حافظ ...... ادبیات 3 انسانی.....

شرح و گزارش غزل ( تاب بنفشه ) حافظ  ......  ادبیات 3 انسانی.....

" تاب بنفشه "

تاب بنفشه می دهد ، طُرّه ی مشک سای تو      پرده ی غنچه می درد ، خنده ی دلگشای تو

شاعران دیگری نیز چون عطار و عراقی با همین وزن و قافیه غزل سروده اند . عطار گوید : دل مبتلای من ، شیفته ی هوای تو

دیده دلم بسی بلا ، آن همه از برای تو  /  و یا عراقی گوید : ای دل و جان عاشقان ، شیفته ی لقای تو / سرمه ی چشم خسروان خاک در سرای تو

غزل، بسیار خوش آهنگ می باشد و ترکیب کلمات ، همراه با موسیقی حروف و وزن آهنگین، غزل را زیبا کرده است .در ضمن ردیف(( تو)) نیز شعر را صمیمی جلوه می دهد .

تاب دادن : به پیچ وتاب و رنج افکندن   /  طُرّه : کاکل ، پرچم ، موی جلوی پیشانی   به مجاز گیسو که البته در مصراع اول تشبیه تفضیل می باشد .   /   پرده دریدن : رسوا کردن که در مورد غنچه (( شکوفا شدن )) نیز می تواند باشد .

دلگشا : موجب شادی دل  / مشک سای : خوشبو   مشک سای و دلگشای هر دو صفت فاعلی مرکب مرخّم می باشند .

معنی بیت : گیسوی خوشبوی تو ، بنفشه را – از حسد – به پیچ و تاب می اندازد و خنده ی شادی زای تو غنچه را رسوا می کند .

ای گل خوش نسیم من ، بلبل خویش را مسوز    کز سر صدق می کند ، شب همه شب دعای تو

خوش نسیم : خوش بو   /    در شعر حافظ بلبل رمزی از عاشق و گل رمزی از معشوق است ./بلبل خویش را مسوز : با آتش دوری او را مرنجان    /   شب همه شب : تمام طول شب   /   کز سر صدق : با نهایت راستی /بیت سه جمله است.

معنی بیت : ای گل خوشبوی من بلبل خود را به آتش دوری مسوزان ، آن بلبلی که در تمام طول شب با کمال راستی ، دعایت می کند .

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان     قال و مَقال عالمی ، می کشم از برای تو

ملول گشتن : دل آزرده شدن   / قال و مَقال  : جر و بحث     / بیت واج آرایی (( ش)) دارد .  / می کشم : تحمّل می کنم

قال و مَقال : اشتقاق دارد .  /  عالَمی : مجاز از مردم عالم  / از برای : حرف اضافه

مصراع اول شامل یک جمله ی اسنادی می باشد و (( ملول )) مسند می باشد ....من که از نفس فرشتگان ملول می گشتم...

معنی بیت : من که از نفس فرشتگان آزرده می شدم اکنون ، در عشق تو ، سرزنش دنیایی را تحمّل می کنم (( موسیقی دو مصراع قابل توجه می باشد . ))

دولت عشق بین ، که چون از سر فقر و افتخار       گوشه ی تاج سلطنت ، می شکند گدای تو

دولت : قدرت ، سلطنت   /  افتخار : فخر فروشی      / دولت عشق  : ترکیب اضافی

معنی بیت : قدرت عشق را ببین که با همه ی درویشی ، گدای کوی تو با افتخار ، کلاه گوشه ی پادشاهی را – برای نشان دادن سروری و بزرگی – می شکند .

خرقه ی زهد و جام می ، گر چه نه در خور هَمَند         این همه نقش می زنم ، از جهت رضای تو

در خور هم : سازگار با هم      /  نقش زدن : ترفند و حیله به کار بردن    /  واج آرایی (( ن )) در بیت دیده می شود .

خرقه : جامه ی پشمینه ای که صوفیان بر تن می کردند .

معنی : خرقه ی پرهیزگاری و جام شراب ، اگر چه با هم سازگار نیستند ، اما به خاطر تو ، این همه حیله به کار می بندم ، تا این                               دو را با هم سازگار کنم .

شور شراب عشق تو ، آن نفسم رود ز سر        کاین سر پر هوس شود ، خاک در سرای تو

شور : در اینجا ، مستی ، می باشد .     /  - هم آوایی حروف (( ش )) و (( س )) از جهت هنگین کردن بیت قابل توجه است .

- واج آرایی  کسره ((مصوت -ِِ نیز در بیت دیده می شود .   /  سر پُر هوس : سر پر شور     /  آن نفسم : آن لحظه ای  /       رود ز سر : کنایه از فراموش کردن  

معنی بیت : مستی باده ی محبت تو ، زمانی از سر من بدر می رود ، که این سر پر شورم خاک درگاه تو شود .

شاه نشین چشم من ، تکیه گه خیال توست      - جای دعاست شاه من – بی تو مباد جای تو

شاه نشین چشم : مردمک چشم  ( نیز در جای دیگر گوید : رواق منظر چشم من آشیانه ی توست / کرم نما و فرود آ ، که خانه خانه ی توست            /  تکیه گاه : مسند ، جای تکیه زدن  / جای دعاست : جمله ی معترضه می باشد که بسیار زیبا آورده شده است .   /  جای تو : به کنایه ، چشم من      در ضمن بیت واج آرایی ((ش)) دارد .

تکیه گاه خیال : تشخیص دارد .  /  جای دعا : هنگام دعا   /  جای تو : در مصرع دوم به معنی چشم می باشد . ( بدون تو چشم نباشد . )

معنی : صدر شبستان چشم من – مردمک دیده – تکیه گاه و مسند خیال توست ( خیالت پیوسته در چشم من است . ) اینک ، هنگام دعاست ، ای سرور من ، الهی که بدون تو دیده نداشته باشم و نابینا باشم .

خوش چمنی است عارضت ، خاصّه که در بهار حسن      حافظ خوش کلام شد ، مرغ سخن سرای تو

عارض : به مجاز ، چهره ، روی     /  بهار حسن: نهایت زیبایی     /  حافظ : تخلّص شعری خواجه شمس الدین محمد که در بیت پایانی آمده است .   /   خوش کلام : شیرین سخن   (( میان بهار ، مرغ ، و خوش کلام ، تناسب است . ))

در مصراع اول تشبیه وجود دارد.     (روی به چمنزار سرسبز تشبیه شده است .)    خاصّه : خصوصاً ، قید مختص

بهارِ حُسن : اضافه ی تشبیهی   /  مرغ سخن سرا : پرنده ی خوش آواز  - در مصراع اول( عارض) نهاد است . (ت ) مضاف الیه می باشد .  /  خوش چمنی : ترکیب وصفی مقلوب ، مسند است .  /  حافظ خوش کلام ، مرغ سخن سرا : ترکیب وصفی

سخن سرا : صفت فاعلی مرکب مرخّم

معنی بیت : جمال زیبایت چمنزار سر سبز و زیبایی است ، خصوصاً که در این بهار زیبایی ، حافظ شیرین سخن ، پرنده ی خوش آواز توست .

منابع و مآخذ :

1- دیوان حافظ به خط عباس منظوری – چاپ نوزدهم ، اقبال ، 1379

2- مثنوی ، جلال الدین محمد بلخی ، استعلامی ،کتابفروشی زوّار ، تهران ، 1360

3- پیغام اهل راز ، رضا اشرف زاده ، جلد دوم ، انتشارات اساطیر ، چاپ اول ، 1381

fm24.blogfa.com

fm24.blogfa.com .

 

 

گوش کنید

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب