دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در یکشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۲۱
اولین کشوری که به زنان حق رای داد

اولین کشوری که به زنان حق رای داد

حق رأی زنان

حق رأی زنان به معنی حق شرکت زنان در انتخابات است و از مهم‌ترین رویدادهای تکامل اولیهٔ جنبش‌های مدافع حقوق زنان بود. هواخواهان حق رأی زنان که سافروجتها نیز نامیده می‌شدند؛ کسب حق رأی را مقدمهٔ مشارکت سیاسی زنان در جامعه می‌دانستند.

تاریخچه[ویرایش]

در سال ۱۸۴۸ جنبش حق رأی زنان در ایالات متحده آمریکا به یک جنبش اجتماعی گسترده تبدیل شد. در سال ۱۸۹۳، نیوزیلند نخستین کشوری بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. امروزه در میان کشورهایی که مردم می‌توانند در تصمیمات سیاسی و حاکمیتی-دولتی رای دهند، تنها کشورهای عربستان سعودی، بوتان، برونئی و واتیکان هستند که حق زنان برای شرکت در انتخابات را به رسمیت نشناخته‌اند.

در کشورهای مختلف[ویرایش]

حق رأی زنان در نیوزیلند[ویرایش]

نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. در سال ۱۸۹۳، قانون انتخابات به نفع مشارکت سیاسی زنان تغییر یافت و در سال ۱۸۹۳ زنان برای نخستین بار در انتخابات ملی آن کشور شرکت کردند. کیت شپارد و ماری آن مولر از مهم‌ترین رهبران هواخواه حق رأی زنان در نیوزیلند بودند. تا سال ۱۹۱۹، زنان در نیوزیلند حق نامزدی در مجلس را نداشتند. نخستین زنی که در مجلس نیوزیلند به نمایندگی برگزیده شد، الیزابت مک کومب بود.

حق رأی زنان در بریتانیا[ویرایش]

در سال ۱۸۶۶، دادخواستی به مجلس بریتانیا ارائه شد که در آن زنان بریتانیا تقاضا کرده بودند قانون انتخابات تغییر کند و حق رأی کامل زنان را نیز دربرگیرد. این دادخواست تحت اعتراض خشونت‌بار مخالفینی قرار گرفت که معتقد بودند؛ حق رأی زنان بزرگ‌ترین خطرات برای انگلستان به همراه خواهد آورد. پارلمان بریتانیا، نخست عقیده داشت که دخالت زنان در سیاست، زندگی سیاسی را مبتذل کرده و در عین حال ثبات خانواده را از میان می‌برد؛ بنابراین به دادخواست عمل نکرد. در سال ۱۸۶۷، نخستین جامعه ملی حق رأی زنان تأسیس گردید. اعضای این جامعه که به سافروجتها معروف گردیدند؛ خود را هواخواه حق رأی زنان می‌دانستند. سافروجت‌ها تا پایان قرن نوزدهم برای دادن حق رأی به زنان بیش از چهل دادخواست به پارلمان بریتانیا ارائه دادند که تا سال ۱۹۰۰ به طول انجامید. در سال ۱۹۰۳ جنبش حق رأی زنان توسعه بیشتری یافت و تظاهرات خیابانی و راهپیمایی‌های فراوانی را دربر گرفت. در یک اجتماع فضای باز که در ماه ژوئن ۱۹۰۸ در لندن برپا گردید، بیش از پانصدهزار زن طرفدار حق رأی زنان حضور یافتند. امیلین پانکهرست از شخصیت‌های برجسته هواخواه حق رأی زنان بود که برای اجتماعات بزرگی از مبارزات زنان انگلیسی صحبت کرد. امیلین پانکهرست معتقد بود که حق رأی زنان، زندگی سیاسی را اساساً دگرگون خواهد کرد، و حس جدید نوع‌دوستی و اخلاق را به وجود خواهد آورد. در سال ۱۹۱۰، آلیس پین و هریت استنتون بلچ در مبارزات زنان در بریتانیا شرکت کردند که پیوند عمیقی بین سافروجت‌های بریتانیا و ایالات متحده آمریکا ایجاد کرد. برخی مبارزات سافروجت‌ها در بریتانیا با خشونت همراه بود؛ چندین کلیسا نابود گردید، و نخست‌وزیر اسکویت چندبار مورد سوءقصد قرار گرفت. بسیاری از طرفداران حق رأی زنان زندانی شدند که باعث شروع اعتصاب سراسری زنان بریتانیا شد. سرانجام در سال ۱۹۱۸، بریتانیا حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. سن رأی برای زنان بریتانیا بالای ۳۰ سال بود در حالی که مردان می‌توانستند پس از ۲۰ سالگی در انتخابات شرکت کنند. در سال۱۹۲۱، حدود یک سوم زنان بریتانیا برای نخستین بار در انتخابات ملی شرکت کردند. پس از به دست آوردن حق رأی زنان در سال ۱۹۱۸، جنبش‌های طرفدار حقوق زنان در انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی رو به زوال گذاشتند و زنان انقلابی بیشتر جذب جنبش‌های دیگر ضدفاشیسم می‌گردیدند.

حق رأی زنان در ایالات متحده آمریکا[ویرایش]

در سال ۱۸۲۰ بیش از دوهزار زن آمریکایی به دولت ایالات متحده آمریکا تقاضانامه‌ای ارائه کردند و در آن خواستار اعطای حق رأی برابر با مردان شدند. این تقاضانامه مورد اعتنای دولت آمریکا واقع نشد. آلیس پین و هریت استنتون بلچ دو زن آمریکایی بودند که در مبارزات زنان در بریتانیا و آمریکا شرکت فعال داشتند. در سال ۱۹۱۰، زنان آمریکا راهپیمایی‌ها و تظاهرات وسیعی را در نیویورک، ماساچوست و نیوجرسی سازمان دادند. در سال ۱۹۲۰ ویلسون رئیس‌جمهور ایالات متحده، نوزدهمین متمم قانون اساسی آن کشور را به مجلس سنا رساند که بر اساس آن تمام زنان ایالات متحده آمریکا برای اولین بار حق رأی برابر با مردان می‌یافتند.

حق رأی زنان در ایتالیا[ویرایش]

در سال ۱۹۱۹ نخستین دادخواست زنان ایتالیایی برای حق رأی به مجلس ایتالیا ارائه شد. در سال ۱۹۲۵، ارزش رأی زنان نصف مردان بود. با به قدرت رسیدن موسولینی، زنان از شرکت در انتخابات منع شدند. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، زنان ایتالیا حق رأی برابر با مردان کسب کردند.

حق رأی زنان در آلمان[ویرایش]

حق رأی زنان در فرانسه[ویرایش]

شارل دوگل در سال ۱۹۴۴ برای نخستین بار حق رأی زنان در فرانسه را به رسمیت شناخت.

حق رأی زنان در هند[ویرایش]

در هند، ساروجینی نایدو از رهبران کسب حق رأی برای زنان بود. کنگره ملی هند به رهبری مهاتما گاندی از حق رأی زنان پشتیبانی می‌کرد. پس از استقلال هندوستان، در سال ۱۹۵۰، زنان هندی برای نخستین بار حق رأی به دست آوردند.

حق رأی زنان در اندونزی[ویرایش]

حق رأی زنان در ژاپن[ویرایش]

در سال ۱۹۱۹، در ژاپن، ایشیواکا فوسائه نخستین انجمن طرفدار حق رأی زنان را تأسیس کرد. این انجمن گردهمایی‌های بسیاری را ترتیب می‌داد و زنان را نسبت به اهمیت مشارکت سیاسی آگاه می‌کرد. در سال ۱۹۲۰ یکی از دو حزب اصلی ژاپن، از حق رأی زنان پشتیبانی کرد. در سال ۱۹۲۴ ارتش ژاپن تمام جنبش‌های اجتماعی مردم‌سالاری و فمنیستی را سرکوب کرد. در سال ۱۹۴۵ نیروهای متفقین، ژاپن را شکست دادند. در سال ۱۹۴۷ تظاهرات سراسری در ژاپن به طرفداری از حق رأی زنان سازمان‌دهی شد. سرانجام در سال ۱۹۴۸، قانون اساسی جدید ژاپن حق رأی برابر زنان را به رسمیت شناخت.

حق رأی زنان در چین[ویرایش]

مائو از طرفداران جنبش هواخواه حق رأی زنان در چین بود. پس از تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، زنان برای نخستین بار حق شرکت در انتخابات را یافتند.

حق رأی زنان در نیجریه[ویرایش]

حق رأی زنان در پرو[ویرایش]

حق رأی زنان در ایران[ویرایش]

پس از پیروزی انقلاب مشروطه ایران در سال ۱۹۰۶، مجلس نمایندگان مردم در تهران گشوده شد. مردم ایران برای نخستین بار با انتخاب نمایندگان خود برای حضور در مجلس شورای ملی، در امور سیاسی مشارکت مستقیم پیدا کردند. در نخستین نظام‌نامه انتخابات مجلس شورای ملی، زنان از حق رأی اعم از انتخاب شدن یا انتخاب کردن محروم شدند. در نظام‌نامه مجلس شورا زنان، خارج شدگان از دین اسلام، دیوانگان، تبعه خارجه، دزدان و قاتلین، گدایان و متکدیان و اشخاصی که کمتر از ۲۰ سال داشتند؛ فاقد حق رأی شناخته شدند.

در سال ۱۳۲۲ طرح اعطای حق رای به زنان از سوی نمایندگان حزب توده آذربایجان در مجلس ارائه شد.[۱] در سال ۱۳۲۴ و در حکومت خودمختار آذربایجان برای اولین بار در ایران به زنان حق رای داده شد ولی پس از برچیده شدن و شکست فرقه دموکرات آذربایجان بار دیگر حق رای از زنان سلب شد.[۲]

محمد مصدق، در قانون انتخاباتی همچنان زنان را از حق رأی محروم دانسته بود؛ وقتی مشاوران مصدق با این استدلال که در قانون اساسی همه شهروندان برابرند، اعطای حق رأی به زنان را پیشنهاد کردند، علما با حمایت طلاب و بزرگان اصناف اعتراض کردند که در شرع اسلام حق رأی فقط به مردان داده شده‌است.[۳] اما سید ابوالقاسم کاشانی در سال ۱۳۳۰ در پاسخ به یکی از خبرنگاران صریحاً اعلام کرد: شرکت زن در انتخابات منع شرعی ندارد.[۴] در دور دوم مجلس شورای ملی؛ ماده چهارم نظام‌نامه انتخابات به بحث و بررسی رسید. در این جلسه، محمدتقی وکیل‌الرعایا نماینده مردم همدان از حق رأی زنان پشتیبانی کرد و در مخالفت با نظام‌نامه انتخابات سخن گفت. سپس ذکاءالملک (محمد علی فروغی) و سید حسن مدرس به عنوان مخالف در مجلس سخن گفتند و حق رأی زنان را مورد نکوهش قرار دادند. حسن مدرس، استدلال کرد که قوانین موجود به خوبی حقوق زنان را حفظ می‌کند و هشدار داد که اعطاء حق رأی به زنان به بی‌ثباتی سیاسی، فساد مذهبی و هرج و مرج اجتماعی خواهد انجامید.[۵] هنگامی که طلاب قم برای مخالفت و اعتراض با پیشنهاد اعطای حق رأی به زنان به خیابان‌ها ریختند، یک نفر کشته و دوازده تن مجروح شدند.

در سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۲ میلادی)، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در هیئت دولت ایران به تصویب رسید. بر اساس این لایحه، زنان اجازه شرکت در انتخابات و نامزد شدن برای انتخابات را پیدا می‌کردند روح‌الله خمینی جلسه‌ای در قم تشکیل داد و سرانجام تصمیم به ارسال تلگراف به محمدرضا شاه پهلوی در جهت به مخالفت با سه بند لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی از جمله اعطای حق رای به زنان ایرانی گرفت که اصل مربوط به حق رأی زنان از مهم‌ترین اعتراضات وی بود.[۶] حامیان او بعدها این استدلال را کردند که در همان زمان او بارها بر این تأکید کرد که با اصل حق رای زنان مشکلی ندارد بلکه با سیاست‌هایی محمد رضا که آنان را به فساد می‌کشاند مخالفت دارد. بطور مثال این قول از او نقل می‌شود:این شاه است که زنها را به فساد می‌کشاند و آنها را عروسک می‌خواهد بار بیاورد. مذهب با این فاجعه‌ها و دردها مخالف است، نه با آزادی زن.[۷] در گفته‌های او همچنین مسئله اینگونه توجیه شده‌است که:در خصوص زنان، اسلام هیچ‌گاه مخالف آزادی آنان نبوده‌است، بر عکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شیء مخالفت کرده‌است و شرافت و حیثیت او را به وی باز داده‌است. زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب کند.[۸] محمدرضاشاه، تصمیم‌گیری در این مورد را به دولت اسدالله علم واگذار کرد. اسدالله علم در یک سخنرانی حرکت‌های علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را حرکات مرتجع و مخالف ترقی زنان دانست، در آستانه انقلاب ایران، آیت‌الله خمینی با چرخش نظر خود مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را مطابق قوانین با اسلام تلقی کرد و با مشارکت سیاسی زنان مخالفت نکرد.[۹] بلکه آن را تقویت و زنان را قهرمانان و طلیعه داران این پیروزی معرفی کرد. شایان ذکر است که در دوران جمهوری اسلامی کاندیداتوری زنان جهت ریاست جمهوری همچنان از سوی شورای نگهبان خلاف قانون اساسی تفسیر می‌شود، مانعی قانونی که همچنان بر سر راه زنان همچون مقامهایی که نیاز به اجتهاد فقهی دارند مانند رهبری، ریاست قوه قضاییه و وزارت اطلاعات باقیست.

حق رأی زنان در اسرائیل[ویرایش]

زنان از جمله اعضای مجمع موقت ملی اسرائیل بودند. اعضای این مجمع منشور استقلال اسرائیل را بر اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد و تساوی کامل میان زنان و مردان و اصل جدایی دین از سیاست، در تاریخ ۱۴ مه ۱۹۴۸ میلادی (۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ خورشیدی) تصویب و امضا کردند. زنان در کشور اسرائیل از تساوی کامل با مردان در تمام زمینه‌ها منجمله در حق رای برخوردارند. اسرائیل نخستین کشور در خاورمیانه بود که یک زن سیاست‌مدار توانست در آن به مقام نخست‌وزیری برسد.

حق رأی زنان در عربستان سعودی[ویرایش]

دولت عربستان سعودی تاکنون حق رأی زنان را در انتخابات‌ها به رسمیت نشناخته‌است. علمای وهابی این تصمیم دولت را تأیید کرده و رأی دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانسته‌اند. رئیس دولت عربستان سعودی اعلام کرد که زنان فاقد صلاحیت لازم برای قضاوت دربارهٔ نامزدهای انتخاباتی هستند. هر چند برخی دیگر از نمایندگان اظهار کردند که ممنوعیت رأی در عربستان سعودی به این دلیل است که اکثر زنان این کشور شناسنامه ندارند.[۱۰]

حق رأی زنان در عمان[ویرایش]

در انتخابات مجلس شورا عمان که در سال ۲۰۰۳ انجام پذیرفت، زنان برای نخستین بار اجازه شرکت داشتند. در این انتخابات ۹۵ هزار زن عمانی شرکت کردند و پانزده زن نامزد انتخابات بودند.[۱۱]

حق رأی زنان در بحرین[ویرایش]

نخستین انتخابات بحرین در سال ۱۹۷۳ برگزار شد که در آن تنها مردان حق رأی داشتند. در سال ۲۰۰۲، دولت بحرین برای نخستین بار از مشارکت سیاسی زنان در انتخابات پشتیبانی کرد؛ در انتخابات شورای شهر که در همان سال برگزار شد، زنان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داشتند. با این حال، هیچ‌یک از زنان نامزد شده به شورای شهر بحرین، راه نیافت.[۱۲]

حق رأی زنان در امارات متحده عربی[ویرایش]

در انتخابات دسامبر سال ۲۰۰۶، زنان حق رأی داشتند.[۱۳]

حق رای زنان در اتحاد جماهیر سوسیالستی شوروی

تقریباً بلافاصله پس از انقلاب اکتبر حکومت جدید(شوروی)، حق شهروندی کامل برای برای زنان قائل شد و با ایجاد استقلال اقتصادی و حق کارکردن برای دولت، برابری را برقرار ساخت. قوانین جدیدی که تصویب شد؛ دستمزد را برابر، ازدواج عرفی و درخواست طلاق زنان را مرسوم، حرام‌زادگی را لغو و سقط جنین را قانونی کرد و دقیقاً در همان سال ۱۹۱۷ به زنان حق رای را داد.

الگوهای رأی دادن زنان[ویرایش]

الگوهای رأی دادن زنان در کشورهای غربی[ویرایش]

در اروپا، مطالعات نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان زن گرایش بیش‌تری به محافظه‌کاری دارند. در بریتانیا، زنان بیشتر از مردان به حزب کارگر رأی می‌دهند. در انتخابات اخیر ایالات متحده آمریکا، زنان به نسبتی بیش از مردان به حزب دموکرات رأی داده‌اند و زنان جوان بیش‌تر متمایل به دموکرات‌ها بوده‌اند.

سال اعطای حق رای به زنان در کشورهای مختلف[ویرایش]

برای مرتب‌سازی بر آسای تاریخ روی "سال اعطای رای" کلیک کنید.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

fa.wikipedia.org

fa.wikipedia.org .

کدام کشورها اولین بار حق رای زنان را به رسمیت شناختند؟

اولین کشوری که به زنان حق رای داد

الهام میرمحمدی: در فوریه گذشته، بریتانیا و ایرلند صد سالگی مشارکتِ زنان در انتخابات را جشن گرفتند. حق رای زنان از مهم‌ترین رویدادهای تکامل اولیه جنبش‌های مدافع حقوق زنان بود.

به گزارش تجارت‌نیوز، تا پیش از آن، بسیاری از هواخواهان حق رای زنان -سافروجت‌ها (sufferagette)- زندانی شدند که این امر موجب آغاز اعتصاب سراسری زنان بریتانیا شد. این کشور سرانجام در سال 1918 حق رای زنان را به رسمیت شناخت.

سن رای برای زنان بریتانیا بالای 30 سال بود، در حالی که مردان می‌توانستند پس از 20 سالگی در انتخابات شرکت کنند.

با این حال، نیوزیلند نخستین کشور مستقلی بود که حق رای زنان را به رسمیت شناخت. در سال 1893، قانون انتخابات به نفع مشارکت سیاسی زنان تغییر کرد و در سال 1893 زنان برای اولین بار در انتخابات ملی این کشور شرکت کردند.

پس از نیوزیلند، استرالیا در سال 1902 حق رای را به زنان واگذار کرد.

جدول زیر نشان می‌دهد، کشورهای مختلف در چه سالی حق رای را به زنان اعطا کردند:

اگرچه بر اساس جدول بالا، زنان در کشورهای بسیاری حق رای دارند، اما جهان سیاست همچنان منطقه‌ای تحت تسلط مردان محسوب می‌شود.

زنان هیچ‌گاه در کشورهای کویت، مراکش و چاد به عنوان رئیس دولت انتخاب نشده‌اند.

در قطر نیز هیچ زنی حق ورود به مجلس را ندارد. در ترکیه، لبنان و اردن تنها تعداد کمی از زنان به عنوان وزیر مشغول به فعالیت هستند.

از سوی دیگر، نزاع‌های قومی نیز نقش مخربی در حق رای -چه برای زنان و چه برای مردان- داشته است.

به عنوان مثال، در آفریقای جنوبی، زنان سفیدپوست در سال 1930 حق رای داشتند در حالی که این حق، 64 سال بعد به زنان سیاه‌پوست اعطا شد.

و یا بومی‌های استرالیا (ساکنان اصلی سرزمین) تا پیش از سال 1962 و بومی‌های کانادا تا پیش از سال 1920 حق رای نداشتند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد، به طور متوسط زنان در سراسر جهان تنها 23.5 درصد از نمایندگان پارلمان‌ها را تشکیل می‌دهند.

با در نظر گرفتن برابری جنسیتی در پارلمان‌ها، مکزیک بهترین کشور در این زمینه محسوب می‌شود. 42 درصد زنان در مکزیک کرسی‌های پارلمان را از آنِ خود کرده‌اند.

مکزیک بیشترین تاریخچه را از نظر تشویق زنان برای مشارکت سیاسی دارد. بر اساس قانون این کشور مساوات و برابری جنسیتی در زمینه‌های سیاسی الزامی است.

بریتانیا در این زمینه مقام دوم را دارد و زنان 32 درصد از کرسی‌های پارلمان را به خود اختصاص داده‌اند. سال گذشته حدود 200 زن به عنوان نماینده انتخاب شدند که رکوردی بسیار بالا برای این کشور محسوب می‌شود.

آمریکا با فاصله بسیار زیادی رتبه 13ام را دارد. در این کشور زنان تنها 19 درصد کرسی‌ها را از آنِ خود کرده‌اند.

اگرچه تعداد نمایندگانِ زن در این کشور طی یک قرن گذشته افزایش یافته، اما سرعت میزان تغییرات، در مقایسه با کشورهای عضو گروه G20 بسیار آهسته بوده است.

در میان کشورهای گروه G20، ژاپن پایین‌ترین رتبه را از نظر تعداد زنان در پارلمان دارد. زنان ژاپنی تنها 9 درصد از کرسی‌های پارلمان را به خود اختصاص داده‌اند.

زنان در کدام کشور، هنوز حق رای ندارند؟

شهر واتیکان که کوچک‌ترین کشور مستقل در جهان محسوب می‌شود، تنها کشوری است که هنوز حق رای زنان را اعطا نکرده‌ است.

انتخابات در این کشور به شکل سنتی و معمول انجام نمی‌شود. رئیس دولت پاپ است که از سوی کاردینال‌های کلیسای کاتولیک انتخاب می‌شود.

کاردینال در حقیقت مقام رسمی کلیسایی و بالاترین مقام کاتولیک‌ها بعد از پاپ است.

این سیستم تنها برای مردان ساخته شده است. از آنجا که زنان حق کاردینال شدن ندارند، بنابراین نمی‌توانند نظری در مورد انتخاب پاپ هم داشته باشند.

منبع: wikipedia، verdict.co.uk

tejaratnews.com

tejaratnews.com .

صد سال پس از اعطای حق رای به زنان بریتانیا؛ وضعیت در ایران و دیگر کشورهای جهان چگونه است؟

اولین کشوری که به زنان حق رای داد

یک صد سال پیش یعنی در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۸ میلادی پارلمان بریتانیا قانونی را تصویب کرد که برای اولین بار به زنان این کشور اجازه می‌داد تا مانند مردان، نماینده پارلمان کشورشان شوند.

متنِ این قانونِ کوتاه و یک صفحه‌ای اعلام می‌کرد که نباید صلاحیت زنان را به دلیل جنسیتشان یا اینکه ازدواج کرده‌اند رد کرد و از حضورشان در مجلس عوام یا رای دادن به عنوان عضو این مجلس خودداری کرد.

تا آن زمان زنان بریتانیا تنها تحت شرایط ویژه‌ای حق رای داشتند؛ از جمله اینکه برخلاف مردان که از بیست سالگی از حق رای دادن برخوردار بودند، زنان باید دست‌کم تا ۳۰ سالگی انتظار می‌کشیدند.

با تصویب این قانون، محدودیتها برای زنان برداشته شد و آنها نیز مانند مردان توانستند از سن ۲۱ سالگی برای نمایندگی پارلمان بریتانیا نامزد شوند. با تصویب این قانون، هفده زن توانستند در انتخابات پارلمانی دسامبر ۱۹۱۸ بریتانیا شرکت کنند و از این تعداد نیز یک نفر رای لازم را برای ورود به پارلمان این کشور به دست آورد.

به بهانۀ یکصدسالگی حق زنان بریتانیا برای انتخاب کردن و انتخاب شدن، نگاهی به تاریخ اعطای حق رای به زنان در دیگر کشورهای جهان از جمله ایران خواهیم داشت.

حق انتخاب کردن و انتخاب شدن از چه زمانی به زنان داده شد؟

داستان حق رای زنان، داستانی طولانی در تاریخ مدرن جهان است و بطور کلی اعطای این حق به زنان از اوایل قرن بیست آغاز شده است.

البته پیش از قرن بیست نیز در برخی از کشورها شاهد اعطای حق رای به زنان در مواردی جزئی یا بطور موقت هستیم.مثلا در سوئد تنها در دورۀ ۱۷۱۸ تا ۱۷۷۱ میلادی و پس از آن در سالهای ۱۸۶۲ تا ۱۹۱۹ میلادی این حق بطور موقت به زنان داده شد. در جزیره کرس نیز طی سالهای ۱۷۵۵ تا ۱۷۶۹ میلادی بخشی از زنان حق رای داشتند اما پس از شکست کرس در مقابل فرانسه و ضمیمه شدن این جزیره به خاک فرانسه، این حق سلب شد.در پادشاهی فرانسه نیز در برخی مناطق زنان بطور محدود و بطور مثال برای انتخاباتی که معادل انتخابات شوراهای شهر کنونی بود، دارای حق رای بودند اما عمر این حقوق نیز در سال ۱۷۹۱ میلادی با پایان حکومت پادشاهی در فرانسه، پایان یافت.

ایالت استرالیای جنوبی به مرکزیت شهر آدلاید، اولین قلمرو در دنیا است (از سال ۱۸۹۵ میلادی) که در آن به زنان اجازه داده شده رای دهند و برای نمایندگی نامزد شوند؛ با این وجود این حق تنها به زنان این ایالت داده شد و نه کل استرالیا.

اعطای حق رای به زنان در قرن بیست

نیوزیلند اولین کشوری است که در سال ۱۸۹۱ میلادی به تمام زنان حق رای داد؛ پس از آن نیز استرالیا در سال ۱۹۰۱ میلادی بلافاصله پس از استقلال از بریتانیا این حق را برای تمام زنان این سرزمین به رسمیت شناخت و به این ترتیب حق رای زنان را که پیش از این تنها در ایالت استرالیای جنوبی تایید شده بود، به سراسر کشور گسترش داد. با این وجود این حق تنها برای زنان سفید پوست به رسمیت شناخته شد و نه زنان بومی.

در اروپا، فنلاند اولین کشوری بود که در سال ۱۹۰۶ میلادی برای انتخابات پارلمانی، حق رای همگانی بدون محدودیتهای جنسی و اجتماعی و نژادی را به رسمیت شناخت و در چهارچوب این قانون، حق رای زنان و حق انتخاب شدن آنها نیز تایید شد. یکسال پس از تصویب این قانون، در مجموع ۱۹ زن فنلاندی توانستند از سوی رای دهندگان انتخاب شوند. نروژ، دانمارک و روسیه نیز پس از فنلاند این حق را به زنان اعطا کردند.

زنان ایالات متحده آمریکا از دهه ۲۰ میلادی صاحب حق رای شدند.

در آسیا مغولستان (۱۹۲۴ میلادی) و سپس هند (در بخش‌هایی از این سرزمین) و در خاورمیانه لبنان در این زمینه پیشتاز بودند. لبنان این حق را در سال ۱۹۲۶ بطور محدود به زنان اعطا کرد و از سال ۱۹۵۷ میلادی آن را به حق رای همگانی تبدیل کرد.

دولتهای ایران و افغانستان در سال ۱۹۶۳ میلادی این حق را به زنان اعطا کردند.

اولین کشور عربی منطقه خلیج فارس که به زنان حق رای داد، عراق (۱۹۸۰ میلادی) و آخرین کشور نیز عربستان سعودی در سال ۲۰۱۱ میلادی بود.

ایران، زنان و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن

زنان ایران پس از دهه‌ها مبارزه سرانجام از ۳ مارس ۱۹۶۳ میلادی (۱۲ اسفند ۱۳۴۱ شمسی) صاحب حق رای شدند و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در چهارچوب «رفراندوم انقلاب سفید» به آنها اعطا شد.

مبارزات زنان ایران برای کسب حق رای، پیش از مشروطه آغاز شد و در عصر مشروطه به اوج خود رسید یعنی در زمانی که مجلس شورای ملی ایران با تصویب قانونی، زنان را در کنار محجوران و جنایتکاران و متکدیان از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرد.

در کنار زنان مبارز ایران و مدافعان حقوق مدنی، افرادی همچون اسدالله علم و محمد مصدق، نخست‌وزیران دوران پهلوی و محمد تقی وکیل‌الرعایا، نمایندۀ همدان در مجلس شورای ملی نیز برای اعطای حق رای به زنان تلاش می‌کردند اما این تلاش‌ها برای مدتی طولانی به نتیجه نرسید و همواره با مقاومت شدیدی بویژه از سوی چهره‌های برجستۀ روحانیت مانند سید حسن مدرس، سید ابوالقاسم کاشانی و روح الله خمینی و گروههایی مانند جمعیت فدائیان اسلام روبرو بود.

سید حسن مدرس با اشاره به زنان در صحن مجلس اعلام کرد که «خداوند قابلیت در این‌ها قرار نداده‌ است که لیاقت حق انتخاب داشته باشند»، روح‌الله خمینی اعطای حق رای به زنان را بر خلاف اسلام و موجب نگرانی علمای اسلام می‌دانست و آیت الله کاشانی نیز اعلام کرد که نمی‌تواند بفهمد مردان چه گناهی کرده‌اند که باید به زنانشان رای بدهند.

اگرچه با وقوع انقلاب اسلامی حق رای دادن و انتخاب شدن از زنان گرفته نشد اما همچنان محدودیت‌هایی در این باره اعمال می‌شود. از جمله اینکه هنوز این فرصت به زنان داده نشده است تا برای انتخابات ریاست جمهوری ایران نامزد شوند و حکومت اسلامی نیز پس از گذشت چهل سال از زمامداری بر این کشور، هنوز نه حاضر به حذف کلمه «رجل سیاسی» از قانون اساسی شده و نه تفسیر جدیدی از این کلمه مطابق با خواست زنان و مدافعان حقوق بشر ارائه داده است.

بیشتر بخوانید:

per.euronews.com

per.euronews.com .

 

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب