دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در سه شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۵
معنی بیت همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید

معنی بیت همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

معنی شعر همنشین تو از تو به باید به همراه ریشه و تفسیر

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - سعدی شیرازی شاعر نامی ایران زمین پند و سخنان فراوانی را در باب دوست و انتخاب آن بیان کرده است. شیخ اجل تاکید زیادی بر تاثیرگذاری دوست بر فرد داشته و این موضوع در ابیاتش به صورت واضح بیان شده است.

معنی شعر همنشین تو از تو به باید

همنشین تو از تو به باید

تا تو را عقل و دین بیفزاید

معنی: سعدی شاعر بزرگ می‌فرماید همنشینان تو باید از تو بهتر باشند تا بر اخلاق خوب و عقل و ایمانت افزوده شود.

ریشه شعر همنشین تو از تو به باید

روایات نزدیک به مفهوم شعر

منبع مطلب : setare.com

مدیر محترم سایت setare.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

معنی شعر همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید صفحه 11 مطالعات اجتماعی ششم

جواب فعالیت صفحه ۱۱ کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم معنی شعر همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : دوست و هم صحبت تو باید از تو بهتر باشد تا باعث افزایش فکر و عقل و اندیشه و دین و ایمان تو بشود.

نویسنده : همنشینان تو از خد تو بهتر باشد . تا براخلاق خوب وعقل ایمانت اضافه شود.

فاطمه: دوست وهم صحبت تو باید از تو بهتر باشدتا باعث افزایش فکر و عقل واندیشه و ایمان تو شود.

عسل : همنشین تو باید از تو بهتر باشد تا ایمان و عقل تو را زیادکند.

منبع مطلب : nexload.ir

مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

هم نشین تو از تو به باید، تا تورا عقل و دین بیفزاید

گویند که همنشینی سزد ما را، که عقل و دینمان بیفزاید؛ لیک یافتن چنین گوهری در این روزگار دلهره و هوسبازیِ هوسبازانِ دنیاطلب گرگ صفت ِدر پوستینِ میش، بسیار سخت است و اگر هم بیابی می بینی به هراز حیلت از تو دروند و در دسترس نیند، و در مقابل دزدان دین و دنیا بسیار و از عدد خارج و در گوشه و کنار هر کوی و برزن رها. این روزها دلیل و توجیه های بسیاری برای کسانی که در معرفت به خدا و دین کم دارند، می توان یافت و یا بافت و تراشید که از دین و خدا دور شد و از هر چه دین و مسلمانی فرار کرد؛ کردار برخی از نمایندگان خدا! و شمشیرکشان و نوچه های شان انسان را از هر چه دین و دین داریبیزار می کند. 

امروز به اعمال "ریش بلندهای۱" مدعی دینِ طالبانی، داعشی و امثالهم که نگاه اجبار در دین دارند که نگاه کنی خواهی گفت که اگر اینان مورد تایید خدا هستند پس ما از چنین خدایی بیزاریم، اگر آنچه آنان از دین می گویند واقعا همان دین اسلام است که از چنین اسلامی نیز بیزاریم، اگر اینان نماینده انسانیتند، که از انسان بودن هم توبه، و بهتر است حیوان باشیم تا انسان. از مشخصات این انسان نماها این است که انگار نه واژه حق الناس را شنیده اند و نه به آن واژه هیچ معرفتی دارند، که حق الناس تنها مال و اموال مردم نیست بلکه آزادی آنان، اختیار آنان که خداوند به آنان عطا کرده، جان و آبروی شان و هزاران حق دیگر است که در دید اینان اصلا نمی آید و خود را قیم آنان دانسته و به انسان ها چون اطفال صغیر می نگرند که باید چون گله یی به سوی چرا برد و با ایمنی بازش گرداند. دیگر مشخصه آنان این است که سخت مسلح به اعمالی روتین و انتخابی از تکالیف دینی هستند و مقید به انجام به موقع آن، و انتظار دارند دیگران نیز مثل آنان باشند و مثل آنان عمل کنند که اگر کسی آینه یی مقابل این انسان نماها بگیرد و آنان را از حقیقیت خودشان آگاه کند خود نیز از خود بیزار خواهند شد. در حالی که دین و اعتقاد رابطه یی دو طرفه بین خالق و مخلوق است و به نوعی نرد عشق باختن بین عاشق و معشوق، و اصلا در این روند جایی برای اجبار و سخنی از این نوع روابط نیست، عده یی سخن از اجبار دردین و اعمالش می گویند گویی "لا اکراه فی الدین" را نه شنیده اند و نه می خواهند بشنوند،که چنانچه شرایط اجبار در میان آید، دیگر رابطه عاشق و معشوقی نیست بلکه رابطه، رابطه ی ارباب و رعیت می شود که البته رعیت تا چشم ارباب را دور دید از زیر تکلیف شانه خالی کرده و فرار می کند و تا اجبار هست عمل هم هست و تا برداشته شده همه چیز برباد می رود و انگار نه انگار که رابطه ایی وجود داشته است.   اما خدایا تو را شاکرم که آنقدر معرفت دادی که دین خود را از عده یی نگرفته باشیم که با نا امیدی از آنان، و دیدن پشت صحنه اشان، و واقعیت وجودی اشان، دین خود را نیز به همراه آنان وا نگذاریم. خدایا شکر که گرچه دین و ایمان خود را در ابتدا موروثی بدست آوردیم ولی در مراحل بعد به مقداری از معرفت مسلح مان کردی که حساب تو را از حساب مدعیانت جدا کنیم. خدایا همنشینی بهتر و بالاتر از تو نیست که هم عقل دادی و هم دین، که دو بال باشند برای پرواز به سوی تو و بازگشت به تو که سعادت ما نیز در لقای توست و این نهایتی است که ابدی شدن را به همراه خواهد داشت، خداگونه شدن. ------------------------------------------------------------- ۱- یادش بخیر مرحوم بابا که از ریش بلندتر از چهار انگشت زیر چانه و داشتن سبیل در کل بیزار بود، و در مواجهه با افرادی که ریشی بلند تر از این مقدار داشتند، دیگر آنان را به نام شان صدا نمی کرد و "ریش بلند" شان می نامید.

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:28 PM | جمعه بیستم تیر 1393   

منبع مطلب : mostafa111.ir

مدیر محترم سایت mostafa111.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی