دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در دوشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۴
مفهوم استقلال آزادی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی

مفهوم استقلال آزادی جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی

‏‏استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی‏‏‏

‏‏یکی از ویژگیهای مهم نهضت اسلامی مردم، شعارهای آنها در طول دوران مبارزه است.‏‎ ‎‏از همان آغاز شعار «یا مرگ یا خمینی» در پانزده خرداد 42، داده می شد و تا روزهای‏‎ ‎‏اوج انقلاب که شعار «نهضت ما حسینی، رهبر ما خمینی» در شهر طنین انداخت، ادامه‏‎ ‎‏داشت و حتی در روزهای بعد از آن. همیشه شعارهای مردم، ساده، روان و برخاسته از‏‎ ‎‏روحیه اسلامی و انقلابی آنها و متناسب با زمان و موقعیت مبارزه بود. یکی از مهمترین‏‎ ‎‏این شعارها، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود که مردم آن را از سخنان‏‎ ‎‏امام گرفته بودند. ایشان در همان روزهای آغازین اوجگیری دوباره نهضت (در تاریخ‏‎ ‎‏24 بهمن 1356) طی پیامی به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند:‏‎ ‎‏«... سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد و ناچار بدون حکومت اسلامی‏‎ ‎‏عدالتخواه، رسیدن به این هدف محال است. تولاّ و تبرّا دو اصل اساسی اسلام است،‏‎ ‎‏باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل ببندید و از رژیم غیراسلام و غیراسلامی‏‎ ‎‏که در رأس آن رژیم منحط پهلوی است، تبرّا کنید و با کمال صراحت، مخالفت خود را‏‎ ‎‏اظهار و در سرنگون کردن آن کوشا باشید و در غیر این صورت، روی استقلال و آزادی را‏‎ ‎‏نمی بینید.‏‎[1]‎

‏‏همین اشارات امام کافی بود که مردم مؤمن و انقلابی، با سر دادن این شعار در‏‎ ‎‏تظاهرات و راهپیماییها، اشتیاق خود را به استقرار جمهوری اسلامی اعلام کنند و با این‏‎ ‎‏کار، راه آینده انقلاب را نشان دهند.‏‎[2]‎

‏‎ ‎

‏‎

منبع مطلب : www.imam-khomeini.ir

مدیر محترم سایت www.imam-khomeini.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

دیدگاه امام خمینی درباره آزادی

‏‏دیدگاه امام خمینی‏ ‏‏دربارۀ آزادی‏

‏‏ ‏

‏‏اشاره ـ سال گذشته به مناسبت عروج ملکوتی امام خمینی سمیناری در مانیل (فیلیپین) با عنوان «دیدگاه امام خمینی در بارۀ آزادی» برگزار شد که اخیراً مقالات ارائه شده به سمینار مزبور از طریق انتشارات الهدی و چاپخانه «پیمون پرس» به صورت گاهنامه منتشر شده است. اینک خلاصه ای از بعضی از مقالات مزبور به نظر خوانندگان گرامی می رسد.‏

‏‏*     *     *‏

‏‏مفهوم آزادی در نوشته های آیت الله روح الله خمینی‏

‏‏نویسنده: پروفسور سال ای. دیمن‏

‏‏نویسنده در مقدمه مقالۀ خود اختصاراً به توصیف زادگاه امام، دوران کودکی، سالهای اقامت در قم، مبارزات ایشان علیه رژیم پهلوی، سالهای تبعید و بازگشت به ایران پرداخته است و سپس دیدگاه امام در مورد آزادی را چنین بیان می کند:‏

‏‏منظور امام از آزادی همواره آزادسازی مردم کشور خود از ظلم و بی عدالتی رژیم پهلوی و از شر استعمار خارجی و فساد اخلاقی دوران خود بود. در عین حال ایشان قویاً به بازگشت به راههای اسلام پافشاری داشت.‏

‏‏نویسنده در ادامه با رجوع به وصیتنامۀ امام، به نقل از بیاناتی از ایشان در خصوص آزادی ‏

‏‏پرداخته و همچنین به سخنانی از امام راجع به نقش زنان در براندازی شاه و تلاش آنان در احیاء اسلام (نقش زنان در آزادی خود) اشاره کرده است.‏

‏‏امام معتقد است که اسلام یا حکومت اسلامی تنها راه برای تضمین آزادی بشر و زندگی او بر اساس تعالیم الهی است: «اسلام یا حکومت اسلامی پدیده ای است الهی که تحقق سعادت پیروانش را در این دنیا و آخرت به بهترین نحو تضمین می کند...».‏

‏‏امام خمینی در مورد آزادی از استعمار خارجی می فرماید: «...اقدامات قاطعی برای رهایی از قید و بند تمام وابستگی ها اتخاذ نمایید (اشاره به جاذبه های خارجی)...». «اسلام تنها ایدئولوژی و مکتب برای آزادی انسان است و...».‏

‏‏نویسنده در ادامه طبق دیدگاه امام، دکترین حقوق بشر در اسلام را برخاسته از اصول مفروض و مسلم آن یعنی حاکمیت مطلق خداوند و وحی پیامبر دانسته و به بیاناتی از امام در این باره اشاره کرده است. امام خمینی در مورد ارزشهای غیرقابل تغییر و حقایق نامتغیر می فرماید: «آزادی توسط ارزشها و حقیقت محدود می شود. آزادی اجتماعی ارزش بزرگی در اسلام به شمار می رود، اما نباید از این آزادی در جهت تخریب منافع مادی و معنوی یک ملت سوء استفاده کرد...».‏

‏‏آزادی یک حق برای بشر به شمار می رود که حقوقی چون حق زندگی، حق عدالت و حق آزادی را در بر می گیرد که تمامی آنها جنبه های مختلف یک واقعیت یعنی وجود انسان محسوب می شوند... آزادی مطلق حق الهی انسان برای بازگشت به سوی خداوند است و هرگونه انحرافی در این خصوص مطرود می باشد.‏

‏‏نقش روحانیون در ترویج آزادی دینی‏

‏‏نویسنده: لئوناردو ان. مرکادو‏

‏‏در این مقاله نخست آموزۀ دینی در مسیحیت و اسلام ارائه می گردد و سپس به نقش روحانیون مسیحی و مسلمان در خصوص آزادی پرداخته می شود.‏

‏‏وی درباره آزادی مذهب در مسیحیت می نویسد:‏

‏‏در تاریخ 7 دسامبر 1965 شورای دوم واتیکان «بیانیۀ آزادی دینی» را صادر نمود. بر اساس این سند: «آزادی بدین معناست که تمام انسانها باید به لحاظ فردی و گروهی از جبر و زور در امان باشند...».‏

‏‏این رویکرد مسیحیت به آزادی به خاطر تغییر مفهوم شخص انسان در مورد ایدۀ حقیقت و مدل کلیسا است. از آنجا که طرز فکر پیشین برای انسان احترام قائل نبود، منجر به ظلم و شکنجۀ پیروان ادیان می گشت، اما نگرش جدید به هویت و شخصیت انسان احترام می گذارد... همین که مردم تغییر می کنند و به بلوغ فکری می رسند، دیدگاه آنها نیز در خصوص واقعیت تغییر می کند، چرا که واقعیت هم عینی است و هم ذهنی...‏

‏‏نویسنده سپس در حمایت از آزادی دینی به نقل از آیات قرآن می گوید: «در دین هیچ گونه اکراهی وجود ندارد، همانا رشد و رستگاری از تباهی جدا است...».‏

‏‏همچنین نویسنده به نقل از آیات قرآن کریم می گوید کفار هیچگاه با حکم اعدام به جزای اعمالشان نمی رسند زیرا مجازات واقعی انسانها تنها در آخرت خواهد بود. در قرآن آمده اهل کتاب نباید از روز آخرت بترسند. قرآن هیچگاه نمی گوید که یهودیان و مسیحیان باید به اسلام بگروند بلکه در قرآن آمده که مسلمانان، مسیحیان را نزدیکترین دوستان خود می یابند. خلاصه آنکه قرآن آزادی مذهب را تأیید می کند... پیامبر اسلام نیز آزادی ادیان را که در قرآن تصریح شده محترم دانسته و در جهاد علیه مشرکین هیچگاه کسی را صرفاً به خاطر شرک نکشت و هیچ مشرکی را به خاطر شرک تنبیه نکرد.‏

‏‏نویسنده در ادامه با استناد به کتابهای البخاری، کمالی، اسماعیل و بیان داستانهایی از آنها به قرابت بین ادیان اسلام و مسیحیت و احترام پیامبر برای دیگر ادیان الهی اشاره کرده است.‏

‏‏نویسنده اعتقاد دارد روحانیون باید به تعلیم و ترویج روح واقعی دین مسیح و اسلام بپردازند و حق آزادی مذهب را رواج دهند. اگر آنها وظیفۀ خود را انجام دهند می توانند در دنیای آشفتۀ امروز صلح و تفاهم به ارمغان آورند. ترور و وحشتی که در دنیای امروز وجود دارد هرگز آموزه و تعلیم انجیل و تورات و قرآن نیست، چرا که اسلام و مسیحیت پیام آور صلح اند، لذا مبلغین دین ‏

‏‏اسلام و مسیحیت وظیفه دارند این آموزه را برای پیروان این ادیان تبیین نمایند.‏

‏‏نظام اجتماعی عادلانۀ اسلام‏

‏‏نویسنده: شیخ دنیل انوری‏

‏‏نویسنده ابتدا به نقش رهبری امام در پیروزی انقلاب اشاره کرده و ایشان را نه ثمرۀ انقلاب بلکه «پدر انقلاب اسلامی» معرفی نموده است. وی تبعید امام را به مهاجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه و مهاجرت ابراهیم از بین النهرین به کنعان تشبیه کرده و آن را موهبتی الهی دانسته است.‏

‏‏وی درباره نظام اجتماعی عادلانه می نویسد: ما می دانیم که تنها یک جامعۀ متعادل و سالم می تواند به طور صحیح رشد کند... یکی از اهداف اصلی اسلام برقراری عدالت و ایجاد تعادل در یک جامعه اسلامی است... آنچه قرآن صراحتاً می خواهد آن است که جامعۀ اسلامی باید الگویی برای تمامی کسانی باشد که می خواهند یک زندگی سالم و سعادتمند داشته باشند...‏

‏‏برای برقراری تعادل لازم است که هر چیز در جای خود قرار داشته باشد. اصولاً از آنجا که تمام انسانها با یکدیگر برابرند نمی پذیرند که شخصی از جایگاه ویژه برخوردار باشد... تفاوت در حقوق مبتنی بر نژاد، گروه، وابستگی قومی که در میان برخی اقوام موجود است از نظر اسلام به طور کلی منسوخ است...‏

‏‏اسلام رسماً اعلام نمود که:‏

‏‏1ـ تمام انسانها همچون دندانه های یک شانه برابرند.‏

‏‏2ـ شما فرزندان آدمید و آدم از خاک آفریده شد.‏

‏‏بر مبنای این مفهوم عدالت به معنای تسلط گروه اکثریت بر گروه اقلیت و یا بهره برداری از امکانات رفاهی زندگی توسط عده ای خاص نیست و هیچ گروهی حق استثمار و بهره کشی از دیگران را ندارد... بر این اساس عدالت به معنای ایجاد فرصتهای برابر برای تمام افراد جهت ارتقاء و توسعۀ توانمندیهای خود می باشد.‏

‏‏نظام عادلانۀ اسلام‏

‏‏نویسنده:دکتر سگا دی. منبنینگ‏

‏‏اسلام تنها یک دین جهانی نیست بلکه همچنین نظامی کل نگرانه است که تمام ابعاد زندگی بشر از جمله نیازهای جسمی و معنوی و زندگی دنیوی و اخروی او را در بر می گیرد. یکی از ویژگیهای بارز اسلام که آن را از دیگر ادیان متمایز می سازد نظام اجتماعی مطلوبی است که در آن وجود دارد، نظیر نظامی که نمونۀ بارز آن در زمان پیامبر(ص) وجود داشت.‏

‏‏وی می نویسد: دموکراسی در جهان غرب حکومتی است از مردم، به وسیلۀ مردم و برای مردم. اما برای مسلمانان، دموکراسی اسلامی به معنای حکومت مردم به همراه هدایت الهی است، حکومت برای مردم با دید الهی است و حکومت به وسیلۀ مردم با مأموریت الهی است.‏

‏‏اسلام همواره به ارزشهای متعالی برادری واقعی تمام افراد بشر به ویژه مردمی که در یک حکومت یا جامعه مشترک زندگی می کنند، تأکید ورزیده است... اسلام همچنین مسلمانان را موظف ساخته تا با غیرمسلمانان همجواری مسالمت آمیز داشته باشند و هرگونه انتقاد از ادیان دیگر در اسلام به کلی نفی شده است.‏

‏‏همچنین درباره اقتصاد خداوند متعال مکرراً در قرآن کریم تأکید کرده که پایه های اصلی ایمان، استقلال مالی و اقتصادی فرد مسلمان است. پیامبر اکرم(ص) در چندین مورد تأکید فرموده که فقر اقتصادی قرین جرم و جنایت است... هر فرد مسلمانی می باید به انسانهای دیگر قطع نظر از مذهب و ملیت کمک نماید البته مشروط به آنکه دریافت کننده فقیر و مستحق باشد... برخی از اعمال ناعادلانه در یک جامعۀ اسلامی عبارت اند از ربا و احتکار...‏

‏‏نویسنده درباره آموزش می نویسد: نخستین وحی قرآن کریم در مورد تعالی علم و دانش است... در حقیقت کشف ریاضیات، علوم و دارو را می توان به مسلمانان منسوب کرد... امروزه جمهوری اسلامی ایران تقریباً به اوج علم و تکنولوژی از جمله در زمینۀ علم پزشکی دست یافته است...‏

‏‏در بخش دیگری از این مقاله آمده است در واقع، بر انسان واجب است که دین مناسب را درک کند، چرا که زندگی او هرگز یک جوک یا شوخی نیست. بر اساس یک روایت انسان تنها دو بار فرصت زندگی دارد، یکی در این دنیا و دیگری در آخرت... نوع مذهب و آیینی که در ‏

‏‏یک جامعه رواج دارد به طور حتم در رشد و پیشرفت آن جامعه مؤثر است.‏

‏‏دیدگاه امام در خصوص آزادی‏

‏‏نویسنده: نجیب رسول‏

‏‏خداوند انسان را به عنوان خلیفۀ خود بر روی زمین برگزید و به او قدرت شنیدن و بیان افکار خویش را عطا فرمود. همچنین به انسان ارادۀ آزادی بخشیده شد که خیر یا شر را برگزیند و هر راهی را که دوست دارد انتخاب نماید.‏

‏‏گرچه در باغ عدن انسان از آزادی برای لذت بردن خواسته هایش (به جز میوۀ ممنوعه) برخوردار بود با این حال به سبب ارادۀ آزاد، کنجکاوی انسان او را به سوی گناه کشاند...‏

‏‏انسان موظف به حفظ محیط پیرامون خود می باشد و وظیفه دارد در قبال جامعه مسئول باشد.‏

‏‏وی اضافه می کند: اشتباه است بگوییم آزادی به معنای آن است که انسان می تواند هر کاری را، اعم از خیر یا شر، اخلاقی یا غیراخلاقی، انجام دهد و مرتکب گناه و فساد و تباهی دیگر مخلوقات در این دنیا شود... لذا هرگاه انسان آزادی دیگران را نقض کند، آزادی خود او نیز پایان خواهد پذیرفت...‏

‏‏حقوق بشر و آزادی در غرب و اسلام‏

‏‏نویسنده: بصیر داتو امام‏

‏‏مفهوم آزادی و حقوق بشر در اسلام اصولاً بر معنای حکم «حاکمیت از آن خداوند است» بنا نهاده شده است... برای هر انسانی حقوقی مفروض است که از جمله می توان به حق آزادی، عدالت، مبارزه با ظلم و ستم و غیره اشاره داشت. آزادی قدرت انجام دادن یا انجام ندادن است و این نوع آزادی را می توان با حق برابر  دانست.‏

‏‏مفهوم غربی حقوق بشر و آزادی در لایحۀ حقوق قانون اساسی ایالات متحده گنجانده شده که در قانون اساسی فیلیپین نیز عیناً این لایحه موجود است. با این همه، این قوانین ساخت بشر بوده و دارای نقص اند... در بسیاری از کشورهای غربی که گمان می رود دموکراسی در آنها جاری است نقض مکرر حقوق بشر و آزادی علیه گروههای مخالف اعمال می شود. در اروپای شرقی ‏

‏‏حقوق بشر و آزادی همواره پایمال می شود... در اسرائیل که نزدیکترین متحد آمریکا به شمار می رود، نومحافظه کاران هرگز درک درستی از حقوق بشر و آزادی ندارند...‏

‏‏در اسلام احکام الهی برای هر چیزی قانون تعیین نموده است. هرگاه ما از مذهب صحبت می کنیم، به معنای «اتکال» به «قوانینی» است که توسط خداوند بنا نهاده شده است... اسلام تنها یک مذهب نیست، بلکه پیام آور صلح و دوستی می باشد و برای آزادی و حقوق بشر احترام کامل قائل است. اسلام تحت عنوان حکمت پیشرفت وسیع فلسفۀ اسلامی را ممکن ساخت و انسان را قادر نمود تا در زندگی عقلائی اسلامی نقش داشته باشد.‏

‏‏ما تنها در جمهوری اسلامی ایران می توانیم شاهد اجرای صحیح حقوق بشر و آزادی مورد قبول اسلام باشیم...‏

‏‏اسلام و آزادی: آیا این دو با یکدیگر سازگاری دارند؟‏

‏‏نویسنده: پروفسور ام. اس. تاجار‏

‏‏آیا اسلام و آزادی دو قطب جدا از هم اند؟ از نظر نویسنده هر دو گویای یک واقعیت اند اما نه تمام آن.‏

‏‏طبق یکی از داستانهای مولانا چهار نفر که هیچ گاه در زندگی خود فیل ندیده بودند برای دیدن فیل وارد یک اتاق تاریک می شوند که در آن فیل وجود داشت. هر یک از این چهار نفر عضوی از این فیل (خرطوم، گوش، پشت و پا) را لمس می کند و پس از خارج شدن از اتاق فیل را از دیدگاه خود به گونه ای متفاوت با سایرین توصیف می کند. رومی چنین نتیجه می گیرد که همۀ این افراد از دید خود، فیل را درست تعریف کرده اند اما به سبب درک محدود خود قادر نبودند که کل واقعیت را آن گونه که هست تشریح کنند بلکه تنها به بخشی از آن اشاره کرده اند.‏

‏‏با الهام از داستان ملّای رومی پاسخ فوق الذکر بیشتر قابل درک خواهد بود، یعنی بسته به این که شما با چه کسی صحبت می کنید و چگونه آزادی و اسلام را تعریف می کنید، پاسخ متفاوت خواهد بود. هر کس ممکن است آزادی را به نوعی تعبیر کند اما منظور ما از آزادی آن است که «آزاد باشیم که تنها حق، خیر و اعمال سودمند انجام دهیم.» اسلام دین ثابتی متشکل از «بایدها» و ‏

‏‏«نبایدها» نیست، بلکه دین پویایی است همچون درخت زندگی که گرچه در اعماق زمین ریشه اش ثابت است اما شاخ و برگهایش همواره در حال رشد و حرکت به این سو و آن سو است... به همین منظور در اسلام همواره باب اجتهاد باز بوده است...‏

‏‏معروف ترین شعار انقلاب اسلامی در ایران شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود...‏

‏‏نویسنده در ادامه به نقل از دکتر محمد اقبال و همچنین قرآن کریم به مفهوم آزادی در اسلام اشاره کرده است.‏

‏‏اسلام و حقوق بشر‏

‏‏نویسنده: نور اس. آدیونگ‏

‏‏در جهان اسلام مفهوم حقوق بشر به اندازۀ خود اسلام قدمت دارد... اسلام عمیقاً به حقوق بشر توجه دارد به گونه ای که در شریعت قانون اساسی گنجانده شده است... حقوق بشر اصلی عبارت اند از حق زندگی، حق داشتن امنیت در زندگی، حق استاندارد لازم برای زندگی، حق فردی برای زندگی، حق عدالت، حق برابری تمام انسانها و حق مشارکت یا عدم مشارکت.‏

‏‏حقوق شهروندان در یک حکومت اسلامی شامل امنیت جان و مال، حق حفظ آبروی اشخاص، حق امنیت زندگی خصوصی، حق محافظت علیه ستم، آزادی بیان، برابری در برابر قانون و... می باشد.‏

‏‏دو نوع آزادی که ممکن است مسلمانان از آنها درک دیگری داشته باشند عبارت اند از حق ملزومات اساسی زندگی و حق مشارکت در امور کشور. اصول اساسی اسلام در زمینۀ حق مسلمانان برای ملزومات اساسی زندگی از این حکم سرچشمه گرفته که ثروت امانتی است از سوی خدا، لذا باید آن را برای اشاعۀ دین خدا و به نفع فقرا به کار گرفت. در اسلام مشورت به عنوان روشی برای ادارۀ امور کشور توصیه شده است.‏

‏‏حقوق افراد در جنگ شامل حقوق رزمندگان و غیررزمندگان است. حقوق غیررزمندگان عبارت است از مصونیت کودکان، زنان و پیران از کشتار و عواقب جنگ... و حق رزمندگان آن است که با آتش شکنجه نشوند، حق مجروحین آن است که محافظت شوند و حق اسرا آن که ‏

‏‏کشته نشوند...‏

‏‏نویسنده در ادامه به عدم موفقیت اسپانیا در شکست بومیان میندانائو که به آنها لقب مورو داده شده اشاره کرده و همچنین بیان می کند که حقوق معدود مسلمانان فیلیپین به دست اعضای نیروهای مسلح فیلیپین و پلیس ملی فیلیپین نقض می شود. وی در ادامه می افزاید که درگیری مسلحانه بین جدایی طلبان و ارتش منجر به استقرار پلیس نظامی در میندانائوی مسلمان نشین گردیده است... اسناد پلیس ملی فیلیپین در زمینۀ حقوق بشر در خصوص فیلیپینیهای مسلمان، از نظام غیرعادلانۀ این کشور حکایت دارد.‏

‏‏حتی در زمینۀ استخدام به ویژه در بخش خصوصی مسلمانان مشکل دارند و به آنها شانس کمتری داده می شود. اسلام و حقوق بشر باید در زمینۀ تعالیم اسلام در خصوص قداست زندگی انسان مورد بررسی قرار گیرد... هیچ کس در روی زمین حق ندارد انسان دیگری را بکشد...‏

‏‏اسلام و دموکراسی‏

‏‏نویسنده: ریحانه سوپریو‏

‏‏هدف این مقاله ارائۀ بررسی تطبیقی اسلام، به عنوان یک آیین و راه زندگی، از یک سو و دموکراسی، به عنوان یک سیاست، از سوی دیگر است. اسلام به عنوان یک آیین می آموزد که هدف خلقت بشر تجلی پروردگار و تلاش برای دستیابی به هدف الهی او یا بازگشت به سوی خدا است... به عنوان یک راه زندگی، اسلام اقامت دنیوی انسان را پر از فراز و نشیب هایی می داند که او را از خدا دور می سازد...‏

‏‏دموکراسی به لحاظ لغوی به معنای آن است که انسانها خودشان بر جامعه ای که در آن زندگی می کنند حکومت داشته باشند...‏

‏‏خالص ترین شکل دموکراسی، دموکراسی مستقیم نامیده می شود. بر این اساس مردم مستقیماً در مورد مسائلی که بر روی آنها و جامعه شان تأثیر می گذارد رأی خواهند داد بدون آنکه شخصی را به عنوان نماینده برگزینند... اسلام این نوع دموکراسی را قبول ندارد. اسلام یک دموکراسی نیست زیرا دموکراسی نامی است که به شکل خاصی از حکومتی داده می شود که در آن حاکمیت ‏

‏‏مطلقاً به مردم داده می شود... در اسلام حاکمیت مطلق از آن خدا است و او از طریق پیامبر و قرآن با مردم سخن می گوید...‏

‏‏لیبرال دموکراسی، شکل خاصی از دموکراسی نمایندگی است که در معرض حکومت قانون قرار دارد و معمولاً با یک قانون اساسی اداره می شود... لیبرال دموکراسی شامل انتخابات ادواری است که در آن گروههای دارای عقاید مختلف سیاسی فرصت به دست گیری قدرت سیاسی را دارند.‏

‏‏دموکراسی دینی به سبب نقش متعالی شریعت برای مسلمانان بسیار مطلوب تر از سایر اشکال دموکراسی است...‏

‏‏ایران جامعه ای دموکرات است و رهبران آن به حقه توسط مردم انتخاب می شوند تا برای رفاه ملت کار کنند... در اسلام هیچ تعارضی بین حاکمیت متعالی دین و جایگاه سیاسی مردم در یک حکومت ایده آل اسلامی وجود ندارد.‏

‏‏نظام دموکرات در مقایسه با دموکراسی دینی به سبب عملی بودن آن جذاب تر به نظر می رسد...‏

‏‏دموکراسی اسلامی به شورا به عنوان مهم ترین آموزۀ اسلامی اشاره می کند که از اقتدار و حاکمیت مردم در حکومت اسلامی حمایت می کند... فیلسوفانی چون صادق سلیمان بر این باورند که شورا در اسلام شامل مؤلفه های اساسی دموکراسی است.‏

‏‏دموکراسی طی تاریخ طولانی خود با تحول و تغییراتی همراه بوده اما مسائلی همچون مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و مسئولیت پذیری دولتمردان همواره به عنوان مؤلفۀ اصلی دموکراسی ثابت بوده است. مؤلفۀ اساسی دیگر در یک حکومت اسلامی بیعت است که به معنای وفاداری به دین یا به رسمیت شناختن یک حاکمیت از پیش تعیین شده است.‏

‏‏یکی از مهم ترین ویژگیهای حکومت دموکرات، مسئولیت پذیری آن در قبال مردم است... امر به معروف و نهی از منکر یکی از مهم ترین وظایف اسلامی مسلمانان به شمار می رود. در اسلام یا دموکراسی دینی، مسلمانان وظیفه دارند در برابر بی عدالتی و فساد اخلاقی به پا خیزند ... برای ‏

‏‏انجام این وظیفه یعنی نظارت بر عملکرد دولت، حقوقی نظیر آزادی بیان و آزادی انتقاد وجود دارد... قوانین اسلامی در دموکراسی دینی به حقوق افراد و کمک آنها به امور اجتماعی ـ سیاسی احترام می گذارد...‏

‏‏قانون اساسی اسلام تحت حاکمیت شریعت تعریف می شود، لذا حکومت دینی نه تنها در قبال حقوق مردم و نیازهای آنها مسئول است بلکه در خصوص شریعت و قوانین الهی نیز مسئولیت دارد. حکومت اصلی اسلامی در چارچوبی حرکت می کند که حدود آن توسط شریعت و قوانین الهی ثابت شده است و بدین ترتیب بحران مسئولیت پذیری سیاسی را حل می نماید.‏

‏‏دیدگاه امام خمینی راجع به آزادی‏

‏‏نویسنده: طالب حسن تنجیل‏

‏‏برخی از متفکرین غربی و شرقی آزادی را به معنای انجام هر فعلی بدون حد و مرز می دانند. برعکس امام خمینی خاطرنشان می سازد که آزادی تابع قوانین الهی است که رفتار انسان را به سوی هدف خلقت او یعنی تجلی وجود پروردگار رهنمون می شود و در واقع، این اصلی ترین دلیل برای نزول کتب آسمانی و ارسال پیامبران است تا اینکه پروردگار در وقت مقتضی خود را متجلی سازد.‏

‏‏نگرش غرب در خصوص آزادی مطلق انسان، تنها برای حیواناتی کاربرد دارد که فاقد عقل اند و نمی توانند به زندگی جاودانه اعتقاد داشته باشند.‏

‏‏نویسنده درباره شخصیت انسان معتقد است: انسان هم دارای ذات انسانی (فطرت) است و هم ذات حیوانی (طبیعت). وظیفۀ انسان آن است که طبیعت حیوانی خود را به خوبی مهار سازد و آن را مطیع طبیعت انسانی یا روحانی خود گرداند.‏

‏‏انسان ممکن است به واسطۀ محیطی که در آن زندگی می کند تحت تأثیر قرار گیرد. محیطی که عاری از ارزشهای اخلاقی و روحانی است از قابلیت انسان برای نیکی به شدت می کاهد و در این محیط غالباً طبیعت حیوانی انسان زمام امور را به دست می گیرد. در عین حال اگر انسان در محیطی سالم پرورش یابد و طبق قوانین الهی زندگی کند قابلیت درونی او به واسطۀ محیط ‏

‏‏پیرامونش ارتقاء خواهد یافت.‏

‏‏اگر خداوند به انسان آزادی مطلق برای انجام هر کاری داده بود پس تنبیه انسان به خاطر رفتار او خلاف رحمت و حکمت پروردگار بود... برخی از اقدامات جنایی علیه بشر اگر به اسم دموکراسی صورت گیرد از سوی غرب قابل اغماض است که به عنوان مثال می توان به تصرف سرزمین فلسطین اشاره کرد...‏

‏‏واژۀ آزادی از سوی غرب تنها زمانی آزادی اطلاق می شود که به نفع منافع آنها باشد، در غیر این صورت قابل قبول نخواهد بود. چنانکه بر اساس یک ضرب المثل: «همواره حق با کسی است که زور بیشتری دارد».‏

‏‏دیدگاه امام خمینی در خصوص آزادی‏

‏‏نویسنده: پاملا زینب ام. جاویر‏

‏‏هرگاه سخن از مردان بزرگ و تاریخ ساز به میان می آید، آن نامی که در خصوص واژۀ آزادی درخشش بیشتری دارد، نام امام خمینی است.‏

‏‏امام خمینی که بود؟ نویسنده ذیل این عنوان بیوگرافی مختصری از امام خمینی و مبارزات ایشان ارائه نموده است.‏

‏‏وی می نویسد: از دیرباز تاکنون جنگهای بسیاری به نام آزادی صورت گرفته و مردان زیادی جان خود را برای آزاد زیستن فدا کرده اند. کتاب تاریخ آکنده از رهبرانی است که به امید بهبود زندگی مردم جای خود را به دیگران داده اند. شکست این رهبران عمدتاً به خاطر وجود ضعف اصول اخلاقی در ایدئولوژی آنها از انسان و جهان بوده است. پس چه چیز امام خمینی را از سایرین متمایز می سازد؟‏

‏‏تمایز در دیدگاه امام خمینی در خصوص خداوند، وحی، انسان و جهان نهفته است. امام خمینی انسان مؤمنی بود که به رحمت، بخشایش و عدالت پروردگار ایمان داشت و حاکمیت مطلق را از آن او می دانست. ایشان معتقد بود که وحی پیامبر یعنی اسلام به واسطۀ خداوند اعطا شده تا انسان را از گمراهی نجات بخشد و راستی و درستی را به او نشان دهد.‏

‏‏امام معتقد بود که انسان خلیفۀ خداوند بر روی زمین است... ایشان آزادی حقیقی از بند ظالمان را تمسک به قرآن کریم، سنت پیامبر(ص) و ائمۀ هدی(ع) می دانست... او ثابت کرد که اگر ملتی بیدار باشد و از ایدئولوژی حقیقی الهام بگیرد می تواند بزرگترین قدرتهای دنیا را به چالش بکشاند...‏

‏‏می توان گفت که ادامۀ ظلم علیه مردم عمدتاً ناشی از این حقیقت است که خود این مردم تصور می کنند که در برابر قدرتها قدرتی ندارند و درمانده اند... قطعاً آزادی حقیقی زمانی محقق می شود که مردم به قدرت پروردگار ایمان داشته باشند.‏

‏‏با مشارکت جمهوری اسلامی ایران در عرصۀ جهانی، بر همگان ثابت شد که در واقع، اسلام حقیقی و اولیه، به عنوان دینی که تمام جوانب زندگی بشری را در برمی گیرد، تنها نظامی است که عملاً می تواند انسان را از سردرگمی رهایی بخشیده و او را به حقه آزاد سازد.‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏

‏‎ ‎

منبع مطلب : www.imam-khomeini.ir

مدیر محترم سایت www.imam-khomeini.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی