دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در شنبه ۱۳۹۹/۱۲/۲
پیامبر در چه روزی حضرت علی را جانشین خود معرفی کرد

پیامبر در چه روزی حضرت علی را جانشین خود معرفی کرد را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

تقویم: عید سعید غدیر و منصوب شدن حضرت علی به جانشینی پیامبر

روز هیجدهم ذی الحجه، از ایام‌الله و از عیدهای بزرگ اسلام و جهان تشیع است و روزی به بزرگی و شرافت آن، در میان کل روزها و سال‌ها وجود ندارد. مفضل بن عمر گفت: از ابوعبدالله، امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: برای مسلمانان چند عید است؟ امام صادق علیه‌السلام فرمود: چهار عید.

مفضل: عیدین یعنی عید سعید فطر و عید سعید قربان و جمعه که خودش از عیدهای بزرگ مسلمانان است را می‌شناسم ولی عید چهارم کدام است؟ امام صادق علیه‌السلام: أعظمها و أشرفها یوم الثامن عشر من ذی الحجة و هو الیوم الذی اقام فیه رسول الله صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه‌السلام و نصبه للناس علماً؛ عظیم‌ترین و شریف‌ترین عیدها، روز هیجدهم ذی الحجه است و آن، روزی است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه‌السلام را قائم به امامت نمود و او را نشانه‌ای برای مردم قرار داد.[۱]

در حدیثی دیگر از امام صادق علیه‌السلام روایت شد: و یوم الغدیر افضل الأعیاد، و هو ثامن عشر من ذی الحجّه؛[۲] عید غدیر، برتر و افضل عیدهاست و آن هیجدهم ذی الحجه می‌باشد. این روز، به خاطر رویدادهای مهم و سرنوشت‌سازی که برای برخی از پیامبران، از جمله پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و تعیین جانشین منصوب خداوند متعال برای آن حضرت به وقوع پیوست، عظیم‌ترین و شریف‌ترین روز سال محسوب می‌گردد و دوستداران اهل بیت علیهم‌السلام و مسلمانان حقیقت‌گرا را غرق در شادی و شادمانی می‌کند.

درباره این روز، کتاب‌های زیادی نوشته شد که مهمترین و مستدل‌ترین آن‌ها، کتاب شریف "الغدیر" تألیف مرحوم علامه امینی است.

سید بن طاووس ماجرای شیرین غدیرخم و نصب امام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام به ولایت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله را یکی از منابع معتبر و مهم اهل سنت نقل کرد که مطالعه آن و دقت و تأمل در آن، انسان را به شگفتی وامی‌دارد و به این پرسش می‌رساند که آنان چگونه حقایق این چنینی را از راویان موثق نقل می‌کردند، ولی باز هم چشمان خود را از حقایق پوشانده و متمایل و یا متظاهر به طیف مخالفان ولایت بودند؟

به هر روی، در بخشی از این حدیث آمده است: چون که روز آخر ایام تشریق فرارسید، سوره "اذا جاءَ نصرالله والفتح..." بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل گردید و آن حضرت پس از دریافت این سوره، فرمود: خبر مرگ قریب الوقوع‌ام به من رسید.

پس از آن وارد مسجد خیف در سرزمین منی شده و مردم را با ندای "الصلاة جامعة" فراخواند. پس از حضور جمعیت زیادی از مردم، برای آنان خطبه‌ای خواند و در بخشی از آن فرمود: ایها الناس! انی تارک فیکم الثقلین، الثقل الاکبر کتاب الله عزوجل، طرف بیدالله عزوجل و طرف بایدکم فتمسکوا به، والثقل الأصغر عترتی اهل بیتی، فانّه قد نبّأنی اللطیف الخبیر انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض کاصبعی ها تین و جمع بین سبا بیته، ولا أقول کها تین و جمع بین سبا بیته و الوسطی فتفضل هذه علی هذه.

پس از آن، دسته‌هایی از مردم در گوشه و کنار با یکدیگر به گفتگو پرداخته و گفتار پیامبر را با بدگمانی و بددلی خویش تفسیر نمودند و گفتند: محمد صلی الله علیه و آله می‌خواهد امامت را در اهل بیت خود قرار دهد. پس چهار تن از آنان، از مسجد خیف خارج شده و به سوی مکه رهسپار شده و وارد کعبه معظمه شدند و در آن جا با هم پیمان بستند که اگر محمد صلی الله علیه و آله رحلت کرد و یا بدست کسی کشته شود نگذارند که جانشینی وی و امامت به دست اهل بیتش بیفتد.

خداوند متعال، دسیسه منافقانه آنان را به اطلاع پیامبر صلی الله علیه و آله رسانید و این آیه را نازل فرمود: «اَم اَبرَمُوا اَمراً فَاِنّا مُبرِمُونَ، اَم یحسَبُونَ اَنّا لانَسمَعُ سرَّهُم وَ نَجویهُم، بَلی وَ رُسُلُنا لَدَیهِم یکتُبُونَ؛[۳] آیا آنان کاری را محکم نموده و بر آن پایبند خواهند شد، پس بدانند ما از آنان محکم کارتریم، آیا گمان می‌برند که ما رازها و نجواهایشان و پیمان نابخردانه آنان را نمی شنویم و از آن بی‌اطلاعیم، آری می‌شنویم و فرستادگان و مأموران ما هر چه در نزد آنان می‌گذرد، می‌نویسند و ثبت می‌کنند».

پیامبر صلی الله علیه و آله با رسواکردن خائنان و منافقان، اصحاب و یاران خویش را متوجه مدینه منوره نمود و به اتفاق هم، از مکه معظمه خارج گردیدند. در این ایام چندین بار میان پروردگار متعال و پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله، از طریق جبرئیل امین، پیام‌های رد و بدل شد و خداوند متعال تأکید نمود که آن حضرت برای جانشینی خود اقدام کرده و حضرت علی علیه‌السلام را به طور رسمی جانشین خود معرفی کند.

این مسئله گذشت تا به سرزمین "جحفه" رسیدند و در آن جا برای استراحت توقف نمودند. در همان مکان، جبرئیل امین فرود آمد و بر پیامبر صلی الله علیه و آله وحی کرد که خداوند متعال فرمان داده است که علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام را به جانشینی خود معرفی کن.

پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رب! ان قومی حدیثوا عهد بالجاهلیة فمتی افعل هذا یقولوا: فعل بابن عمه؛ ای پروردگار بزرگ! همانا امت من با جاهلیت، فاصله چندانی نیافته‌اند و اگر من این کار انتصاب علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام به جانشینی خویش را انجام دهم، می‌گویند: او پسرعمویش را جانشین خود کرده است!

بار دیگر جبرئیل امین نازل شد و این آیه را به رسول خدا صلی الله علیه و آله وحی نمود: «یا اَیها الَّرسُولُ بَلِّغ ما اُنزلَ اِلَیکَ مِن رَبّکَ، وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ یعصِمُکَ مِنَ الناس...؛[۴] ای پیامبر! آن چه از سوی خدایت به تو وحی شده است به مردم ابلاغ آشکار کن؛ که اگر این کار خود را به انجام نرسانی، رسالت خود را ابلاغ نکردی از گمانه‌رانی‌های نابخردان و منافقان واهمه مدار، زیرا خداوند متعال تو را از شر مردم نگه می‌دارد».

هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و همراهان او به سرزمین غدیر رسیده بودند و هوا آفتابی و بسیار گرم بود، پیامبر صلی الله علیه و آله در همان حال دستور داد که همگان توقف کنند و با ندای "الصلاة جامعة" تمامی همراهان و مسافران را که از مناطق و شهرهای مختلف جزیرة العرب بودند به گردهمایی فراخواند و دستور داد میان دو درخت آن جا چادری برپا کرده و همه را در زیر آن مجتمع نمایند.

آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله برخواست و خطبه‌ای خواند و در بخشی از آن فرمود: همانا جبرییل امین بارها بر من فرود آمد و بر من سلام رسانید و دستور داد به شما که شاهد این ماجرا هستید و به همه مسلمانان، اعم از سیاه و سفید، بگویم و خبر دهم که علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام برادر و جانشینم و امام پس از من بر شما می‌باشد. آن گاه فرمود: ای مردم! بدانید که خدای سبحان، وی را ولی و امام شما قرار داد.

بنابراین بر تمامی مهاجرین و انصار و تابعین و بر تمامی صحرانشینان و شهرنشینان، عرب و عجم، آزاده و برده، بزرگ و کوچک، سیاه و سفید و بر هر موحد و مسلمانی واجب است که از او پیروی، حکمش را انجام، گفتارش را باور و دستورش را اجرا نماید. هر کسی که با او مخالفت ورزد ملعون و هر کسی او را تصدیق کند مورد رحمت الهی قرار خواهد گرفت.

ای مردم! در قرآن تدبر کنید و آیات و محکمات آن را به درستی بفهمید و از پیش خود آن‌ها را تفسیر نکنید، سوگند به خدای بزرگ کسی نمی‌تواند قرآن را تفسیر نماید، مگر آن کسی که من دست او را گرفته و بلندش کرده‌ام. یعنی امام علی علیه‌السلام او معلم شما است. همانا هر کسی که من مولا و رهبر اویم، پس او رهبر و مولای اوست. این کسی نیست جز علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام.

معاشر الناس! انّ علیاً والطیبین من وُلدی من صلبه هم الثقل الأصغر والقران الثقل الأکبر، لن یفتر قاحتّی یردا علی الحوض، ولایحّل امرة المؤمنین لأحد بعدی غیره. سپس دست علی علیه‌السلام را بالا برد و فرمود: ای مردم! چه کسی به شما از خودتان و نفستان، اولی است؟ همگی گفتند: خدا و رسولش.

آن گاه فرمود: ألا، من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللّهم وال من والاه، و عاد من عاداه، وانصر من نصره، واخذل من خذله، انّما اکمل الله لکم دینکم بولایته و امامته، و ما انزلت آیة خاطب الله بها المؤمنین الاّبدأ به، ولا شهدالله بالجنة فی هل أتی الا له ولاانزلها فی غیره، ذریة کلّ نبّی من صلبه و ذریتی من صلب علّی لایبغض علیاً اِلّاشقّی ولا یوالی علیاً الّا تقی...

پس از پایان خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله، مردم با صدای بلند گفتند: آری، آری شنیدیم و پیروی می‌کنیم فرمان خدا و رسولش را و به گفتارش از عمق قلبمان ایمان داریم. آن گاه به صورت دسته جمعی به سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام ازدحام کرده و آن دو را تکریم و احترام نمودند، تا این که وقت ظهر رسید و پیامبر صلی الله علیه و آله نماز ظهر و عصر را در یک وقت به جا آورد.[۵]

روایت شد که عمر بن خطاب پس از خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی امام علی علیه‌السلام شتافت و با وی بیعت کرد و به وی گفت: بخّ، بخّ لک یابن ابی‌طالب علیه‌السلام، اصبحت مولای و مولای کلّ مسلم.[۶]

به هر روی، این روز روز بزرگ و بابرکتی است و می‌طلبد که دوستداران ولایت امیرمؤمنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام آن را جشن گرفته و به یکدیگر با این عبارت تبریک بگویند: اَلحَمدُلِلّهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ المُتَمسّکینَ بوَلایةِ اَمیرِالمُؤمِنینَ وَاَلأئمَةِ عَلَیهِمُ‌السَّلام.[۷]

پانویس

منابع

موسسه تبیان، نرم‌افزار دایرة‌المعارف چهارده معصوم علیهم‌السلام

منابع بیشتر:

وقایع الایام، شیخ عباس قمی، 18 ذی‌الحجه

پیوند:

منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

پیامبر در کجا و چه زمانی علی را به جانشینی خود برگزید؟

پرسش: چه زمانی و در کجا پیغمبر(صلی الله علیه وآله) صراحتاً علی(علیه السلام) را به خلافت و جانشینی خود برگزیده است؟

پاسخ: اولین روزی که خاتم الانبیاء(صلی الله علیه وآله) نبوت خویش را آشکار ساخت، به خلافت علی(علیه السلام) تصریح نمود که به «حدیث الدار» معروف است. چنانچه امام احمد حنبل در مسند، محمد بن جریر طبری در «تاریخ الامم والملوک» وابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه و حافظ ابو نعیم در حلیه الاولیاء و بسیاری دیگر نقل نموده اند: زمانی که آیة شریفه (وَ أَنْذرْ عَشیرَتَکَ اْلأَقْرَبینَ)[1]  نازل شد پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) چهل نفر از اشراف، بزرگان و خویشاوندان خود را در منزل عموی خویش، ابوطالب دعوت کرد و به علی(علیه السلام)فرمود: برای میهمانان یک ران گوسفند و مقداری نان و شیر (تقریبا 3 کیلو) تهیه نماید. وقتی که اشراف و بزرگان قریش بر سر سفره نشستند، به هم نگاه کردند و با خنده می گفتند: محمد(صلی الله علیه وآله) حتی غذای یک نفر را هم آماده نکرده است. حضرت فرمود: «کلوا بسم الله؛ با نام خداوند متعال بخورید». حضار تا توانستند غذا خوردند و پس از سیر شدن، دست از غذا کشیدند، اما همچنان غدا تمام نشده بود. آن ها بعدها به یکدیگر گفتند: «این مرد شما را با این غذا سحر و جادو نمود»..

آنگاه حضرت برخاسته و لب به سخن گشود که قسمتی از فرمایشات ایشان چنین است: «ای فرزندان عبد المطلب! خدای تعالی مرا بر عموم مردم و مخصوصاً بر شما مبعوث گردانید. من شما را به دو کلمه دعوت می کنم که بر زبان سبک و آسان، ولی در ترازوی اعمال شما سنگین و گران است، با گفتن این دو کلمه بر عرب و عجم مالک شوید، تا جمیع امور در اختیار شما قرار گیرد. با این دو کلمه وارد بهشت می شوید و از

دوزخ نجات پیدا خواهید کرد. آن دو کلمه: یکی گواهی به وحدانیت خدا و دیگری

گواهی به رسالت من است. بنابراین اولین کسی که دعوت مرا اجابت و یاری نماید او برادر من، وزیر من، وارث من و خلیفه بعد از من خواهد بود»..

ایشان آخرین جمله را سه بار تکرار نمود. در هر بار به جز علی(علیه السلام) کسی پاسخ نداد و فقط علی(علیه السلام) می گفت: «ای پیامبر خدا من یاریت می دهم و کمک کار تو می باشم».

  پس حضرت او را نوید خلافت داد و فرمود: «به درستی که او برادر من، وصی من و خلیفه من در میان شما می باشد.

امام احمد حنبل و میر سید علی همدانی شافعی از پیامبر خدا نقل می کنند که فرمود: «ای علی! تو ذمه مرا بری می کنی و تو خلیفه من بر امتم می باشی».  این حدیث در بیش از بیست کتاب معتبر اهل سنت ذکر شده که بیش از حد تواتر است.

امام احمد حنبل و ابن مغازلی و ثعالبی نیز از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) نقل می کنند: «همانا که تو برادر من، وصی، خلیفه و ادا کننده دین من هستی».در جایی دیگر ابوالقاسم حسین بن محمد از انس ابن مالک از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کند: «به درستی که دوست من، وزیر من، خلیفه من و بهترین کسی که بعد از خود بجای می گذارم تا دین مرا ادا کند و وعده مرا وفا کند، همانا علی ابن ابی طالب(علیه السلام) می باشد».

میر سید علی همدانی شافعی نیز از خلیفه دوم عمر نقل می کند که چون پیغمبر(صلی الله علیه وآله)بین اصحاب خود عقد اخوت بست، فرمود: «این علی برادر من در دنیا و آخرت، خلیفه من در اهل من، وصی من در امت من و وارث و ادا کننده دین من است. مال او از من و مال من از اوست. نفع او نفع من و ضرر او ضرر من است. پس هر کس او را دوست دارد مرا دوست داشته، و هرکس با او دشمنی ورزد با من دشمنی داشته است».

باز همان شخص فرمود: «او وزیر و خلیفه من است».

محمد بن یوسف گنجی شافعی نیز از ابوذر غفاری و او از پیغمبر چنین نقل کرده است: «پرچم علی امیرالمؤمنین(علیه السلام) در کنار حوض کوثر بر من وارد شود کسی که پیشوای روی و دست و پا سفیدان است و خلیفه من بعد از من است».

کسانی چون خطیب خوارزمی و ابن مغازلی نیز از پیغمبر نقل کرده اند خطاب به علی(علیه السلام)فرمود: «من و علی از یک نور آفریده شده ایم. خداوند قبل از خلقت آدم آن نور را در صلب آدم قرار داد. پس همواره با هم یکی بودیم تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شدیم. آنگاه نبوت در من و خلافت در علی مقرر گردید».

محمد بن جریر طبری نیز در «کتاب الولایه» از قول پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که

ایشان در اوایل خطبه غدیر خم فرمود: «جبرئیل از جانب پروردگا، مرا امر نمود که در این مکان قیام نموده و تمامی مردم، از سفید و سیاه را آگاه سازم که علی ابن ابی طالب(علیه السلام)برادر، وصی، خلیفه و امام بعد از من است. ای جماعت! خداوند علی را به عنوان ولی و امام شما نصب، و طاعت او را بر همه واجب نموده است، قول او جایز و حکم او امضا شده است. هر کس با او مخالفت نماید ملعون و هر کس او را تأیید نماید، مشمول رحمت خدای تعالی خواهد بود».

همچنین شیخ سلیمان بلخی حنفی در «ینابیع الموده» روایتی را از ابن عباس از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کند که در آن بسیاری از صفات مخصوص حضرت امیر(علیه السلام) بیان شده است. هر کدام از این صفات می تواند دلیل و گواهی بر اثبات خلافت ایشان باشد. معنی کامل آن حدیث چنین است «یا علی! تو صاحب حوض منی، صاحب پرچم و لوای منی، حبیب دل، وصی، وارث علم من و خلیفه منی. تو امانت دار مواریث انبیا و امین خدا و تو حجت پروردگار بر تمامی خلق می باشی. تو رکن ایمان، نگهبان اسلام، چراغ ظلمت، نور هدایت، علم و مرفوع برای اهل دنیا هستی. هر کس از تو پیروی کند نجات یابد و هر کس مخالفت نماید هلاک گردد. ای علی تو راه آشکار و واضح و صراط مستقیمی. تو پیشوای سفید رویان، سلطان مؤمنان، آقا و پیشوای همه کسانی هستی که من، آقا و مولای آنان هستم. البته من مولا و آقای هر مؤمن و مؤمنه ای هستم. هر حلال زاده ای تو را دوست می دارد و به جز حرام زاده، کسی تو را دشمن نمی داند. خداوند هیچ گاه مرا به آسمان نبُرد و با من تکلم نکرد مگر آن که فرمود: ای محمد! سلام مرا به علی برسان و به او اعلام کن که او امام دوستان من و نور مطیعان من است. پس ای علی! این کرامت گوارای تو باد».

ابوالمؤید موفق الدین که از مشاهیر خطبای خوارزم است، در کتاب «فضائل امیرالمؤمنین» از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) چنین نقل می کند: وقتی در معراج به سدره المنتهی رسیدم از من سؤال شد که محمد! چه کسی را در میان خلق فرمانبردارتر نسبت به خود یافتی؟ عرض کردم «علی را»، گفتند به راستی که درست پاسخ دادی. آنگاه از من سؤال شد که «آیا برای خود خلیفه ای انتخاب نموده ای تا مقاصد تو را به مردم برساند و بندگان مرا از کتابم تعلیم دهد». عرض کردم: پروردگارا! هر کس را تو انتخاب نمایی من هم او را اختیار خواهم کرد. پس خطاب آمد که من علی را از برای تو خلیفه و وصی اختیار کردم و او را به علم و حلم خود مفتخر نمودم. او امیر مؤمنان است و به حق، که نه در گذشته و نه در آینده احدی با چنین مقام و منزلتی نخواهد آمد».

همچنین صلاح الدین صفدی در «وافی بالوفیات» گفته است: «پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) بر امامت علی(علیه السلام) صراحت نموده و آن حضرت را به امامت برگزید. صحابه نیز آن را می دانستند؛ اما عمر بن الخطاب امامت و خلافت علی(علیه السلام) را به خاطر ابوبکر کتمان نمود».

بسیاری از علمای اهل سنت از جمله سبط ابن جوزی و سلیمان بلخی حنفی و خطیب خوارزمی و... از قول خلیفه دوم از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل می کنند: «اگر تمام درختان قلم، دریاها مرکب، جنیان حسابگر و آدمیان نویسنده شوند بازهم نمی توانند فضائل علی ابن ابی طالب(علیه السلام) را بر شمرند».

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنی سر انگشتان و صفحه بشماری

از طرفی امام احمد حنبل، طیرانی و سیوطی، از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند: «علی با قرآن و قرآن با علی است. این دو تا کنار حوض کوثر از هم جدا نمی شوند. علی از من است و من از علی هستم. هر کس علی را سب نماید مرا سب نموده و هر کس مرا سب کند خدا را سب کرده است».

آنگاه وضعیت معاویه و جانشینان او که تا زمان عمر بن عبد العزیز دستور دادند در منابر بر امیرالمؤمنین و فرزندانش اهانت کنند روشن می شود.

خلاصه احادیث این موضوع برای آشنائی بیشتر عبارتند از:

1. حدیث الدار یوم الانذار:

این حدیث را در بیست مدرک معتبر علمای اهل سنت از طرق مختلف نقل کرده اند: از جمله احمد بن حنبل در 3 محل از مسند، ثعلبی در تفسیر آیه انذار، طبری در تفسیر و در تاریخ الامم ابی الحدید از سکافی و ابن اثیر، ابونعیم در حلیه، حمیدی در جمع، بیهقی در سنن ودلائل، حلبی در سیره، نسائی در خصائص، حاکم در مستدرک، بلخی حنفی در ینابیع و گنجی شافعی در کفایه می باشند.

اصل حدیث قبلا ذکر شد، در پایان حدیث حضرت فرمود: هر کس دعوت مرا امروز بپذیرد برادر من، وزیر من، وارث من، خلیفه بعد از من خواهد بود. هیچکس پاسخ نداد. امیرالمؤمنین سه بار پاسخ دادند ای پیامبر خدا من شما را یاری می کنم. پیامبر فرمودند: تو وصی و خلیفه بعد از من هستی «اطلاق بعد» بلا واسطه را می رساند.

2. حدیث منزلت:

پیامبر در چند مورد فرمودند: یا علی تو برای من بمنزله هارون هستی برای موسی، مگر این که بعد از من پیامبری نیست که این حدیث را به طرق مختلف علمای اهل سنت نقل کرده اند که به بیست طریق می رسد و شرح آن گذشت.

3. حدیث غدیر:

پیامبر(صلی الله علیه وآله) در بازگشت از آخرین حج تمام حجاج را جمع کرده و طی خطبه مفصلی فرمود هر کس من مولای اویم علی مولای اوست، این حدیث فوق حد تواتر است از طرق اهل سنت و شیعه و در طول چهارده قرن در توصیف این واقعه اشعار زیادی سروده شده است که برای تفصیل به کتاب الغدیر مراجعه شود.

4. احمد بن حنبل در مسند و علی شافعی در مودة القربی و دیگران از پیامبر نقل می کند:ای علی تو ذمه مرا بری می کنی و تو خلیفه من بر امت من هستی.

5. احمد بن حنبل از طرق متعدد و مغازلی شافعی در مناقب و ثعالبی در تفسیر نقل می کند: پیامبر(صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: تو برادر من و وصی من و خلیفه من و اداء کننده دین من هستی.

6. همدانی شافعی در مودة القربی از عمر بن الخطاب نقل می کند پیامبر فرمود: این علی برادر من در دنیا و آخرت و خلیفه من در خانواده من و وصی من در امت من و وارث علم من، ادا کننده دین من، مال او از من و مال من از او، نفع او نفع من، ضرر او ضرر من، کسی که او را دوست دارد مرا دوست داشته و کسی که با او دشمنی کند با من دشمنی کرده است.

7. نسائی صاحب یکی از صحاح سته نقل می کند پیامبر بعد از حدیث منزلت هارونی به امیرالمؤمنین فرمود: تو خلیفه من بر هر مؤمن بعد از من هستی

8 ـ علیّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ حیث دار؛ علی با حق است و حق با علی هر چه (روزگار) بگردد.

منبع مطلب : a-alavi110.blogfa.com

مدیر محترم سایت a-alavi110.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی