دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در دوشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۲۷
معنی شعر خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک

معنی شعر خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

با تو می گویم

عالی ودرجه یک????????????????????????????????

خیلی عالی وکامل بود ????????????????????????

واقا از نویسنده ی این متن ها سپاس گذارم ????????????????????????????????????????????????

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????

منبع مطلب : nemati45.blog.ir

مدیر محترم سایت nemati45.blog.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

معنی خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک به نثر ساده صفحه 35 کتاب نگارش فارسی ششم

بازنویسی و تبدیل به نثر ساده صفحه ۳۵ نگارش ششم خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک بیت زیر را به نثر ساده بازنویسی کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

معنی شعر خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : (رخش) شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه حمله سمش را بر زمین کوبید و زمین زیر پایش را کند . 2. تلاش و کوشش برای موفقیت صبر و شکیبایی در مقابل سختی ها امید به آینده و ناامید نشدن از شکست ها.

عسل شفیعی : رخش خشمگین شد و پایش را به زمین کوبید و زمین زیر پایش شد چاک چاک.

نفس : رخش خشمیگین شد و فریاد زد و به نشانه ی حمله پایش را به زمین کوبید و زمین زیر سم هایش شکافته شد.

الینا رضاقلی : یعنی رخش دیگر خسته شده بود و از خشم پاهایش رابه زمین کوبید و زمین زیر پایش راکند وان را از هم جدا کرد.

ویدا صادقی : رخش شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه یورش سم خود را به زمین کوبید چه گونه ای که زمین زیر پایش کنده کنده شد.

یگانه : اسب رستم یعنی رخش عصبانی میشود و پاهایش را محکم به زمین می کوبد.

نویسنده : رخش شیهه کشید و خشمگین شد و با سمش به زمین زد و زمین پاره پاره شد.

نویسنده :‌ خش شیهه کشید و جست و خیز کُنان از شدت خشم با ضربه های سُمّش زمین را پاره پاره کرد????H.M.

هدا رستمی :‌ اسب رستم خشمگین میشود و باپایش زمین را تکه تکه میکند.

نویسنده :‌رخش که نام اسب رستم بود از شدت عصبانیت سمش را محکم به زمین کوبید و(اینجا برای اینکه شدت عصبانیت رخش را متوجه مخاطب کند، از آرایه ی اغراق استفاده کرده) زمین چاک چاک شد..

نویسنده ‌:رخش عصبانی شد و سمش را بر روی زمین کوبید با کوبید ن پای رخش زمین تکه تکه شد.

منبع مطلب : nexload.ir

مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

معنی خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک

معنی شعر هفت خان رستم فارسی ششم ابتدایی

معنی لغات درس هفت خان رستم,کنایه درس هفت خان رستم,درس چهارم هفت خان رستم مدرسه مجازی,متن درس هفت خان رستم ششم ابتدایی,قالب شعر هفت خان رستم,معنی خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک,هفت خوان رستم در شاهنامه,شعر کامل هفت خان رستم

سلام دوستان و همکاران محترم پایه ششم ابتدایی (دبستان)

در این پست از سایت معلم یار برای شما عزیزان , معنی شعر هفت خان رستم فارسی ششم ابتدایی ویژه ی سال تحصیلی 96-97 و آماده کردیم

امیدوارم مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیره

فــدا

معنی شعر خروشید و جوشید و برکند خاک ز سمش زمین شد همه چاک چاک

خروشید و جوشید و بَرکَند خاک -- زسُمّش زمین شد ,همه چاک چاک

رخش می خروشد و سُم بر زمین می کوبد تا خاک را زیر و رو کند

بزد تیغ و بنداخت از بَر,سرش -- فرو ریخت چون رود,خون از بَرَش

رستم با شمشیرش سر ازدها را از تنش جدا کرد و از سر بریده شده اش رودی از خون به را می افتد

بینداخت چون باد,خَمِّ کمند -- سر ِ جادو آورد ناگه به بند

رستم طنابش را طوری پرتاب میکند که سر جادوگر را به بند می کشد

میانش به خنجر به دو نیم کرد -- دل جاودان زو پُر از بیم کرد

رستم با خنجر خود اورا به دو نیم کرد و با این کار ترس و وحشتی در دل ستمگران انداخت

چو رستم بدیدش ,برانگیخت اسب -- بدو تاخت مانند ِ آذرگشسب

وقتی رستم ارژنگ دیو رامی بیند,مانند آتشی پر قدرت به سوی او می تازد

سر و گوش بگرفت و یالش دلیر -- سر از تن, بکندش به کردار ِ شیر

رستم سر و گوش و موهای دیو را دلیرانه (شجاعانه) گرفت و سرش را مانند یک شیر پر قدرت از تن جدا کرد

زبهر ِ نیایش, سر و تن بشُست -- یکی پاک جای ِ پرستش بجُست

رستم بعد از پیروزی برای نیایش و راز و نیاز خودش را می شوید و مکانی تمیز برای عبادت پیدا می کند.

از آن پس نهاد از بر ِ خاک,سر -- چنین گفت کای داور ِ دادگر!

سرش را برای سجده بر زمین می گذارد و به خداوند چنین می گوید : که ای داور عادل ...

ز هر بد,تویی بندگان را پناه -- تو دادی مرا,گُردی و دستگاه

تو پناه بندگانت در مقابل بدی ها و زشتی ها هستی و من هرچه قدرت و مقام دارم از لطف توست.

شاهنامه ی فردوسی , با تلخیص و بازنویسی

منبع مطلب : www.moallemyar.ir

مدیر محترم سایت www.moallemyar.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی