دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در یکشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۲۶
چرا باید از معاشرت با همنشین بد پرهیز کرد فارسی نهم

چرا باید از معاشرت با همنشین بد پرهیز کرد فارسی نهم را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

خودارزیابی درس چهارم همنشین صفحه 33 فارسی نهم

جواب خودرازیابی صفحه ۳۳ کتاب فارسی پایه نهم خودارزیابی درس چهارم همنشین از سایت نکس لود دریافت کنید.

1. در متن درس، چه کسانی به عنوان مشاوران خوب، معرّفی شده اند؟پدر و مادر، معلّمان دلسوز و مرّبیان با تجربه2. به نظر شما چرا سعدی، پسر نوح (ع) را با سگ اصحاب کهف، مقایسه کرده است؟3. چرا باید از معاشرت با همنشین بد، پرهیز کرد؟

جواب

2. چون سگ موجودی پست است، به خاطر هم نشینی با نیکان به بالاترین مرحله رسید. پسر نوح با بدان همنشینی کرد، مقام پستی یافت3. از دیدگاه نهج البلاغه نمی توان با هر کسی دوست شد. با اهل ر- همان کسانی که در گرفتاری، در پشت سر و پس از مرگ، مراقب دوست نیستند – با افراد فرومایه که انسان را به بدبختی می کشانند،با انسان های دنیا طلب، خطرناک، دروغگو، پست و فرومایه، چاپلوس، بخیل، فاسد، عیبجو، سخن چین، کسانی که هر روز به رنگی در می آیند و با آدم های احمق و نادان نمی توان دوستی و معاشرت نمود. فراموش نکنیم اگر با افراد نادرست دوستی کنیم از شرشان ایمن نخواهیم ماند و به سرنوشت دوستی با خاله خرسه دچار خواهیم شد. اگر احتیاط های لازم را رعایت نکنیم و با هر کسی دوست شویم و باهر انسان آلوده دامانی هم صحبت گردیم، دل بیمار خواهد شد و چشم بصیرت را از دست خواهیم داد و همه ی اینها عوامل سقوط و تباهی انسان خواهد بود.

منبع مطلب : nexload.ir

مدیر محترم سایت nexload.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

درس چهارم فارسی نهم کلاس92

ز)ادامه حکایت(خسرو از وفور دانش و حضور جواب او، شگفتی تمام نمود. گفت:ای پیر،اگر تو را چندان درین بستان سرای کون )به استعاره از گیتی (و فسادبگذارند که ازین درخت میوه به من تحفه اری ،خراج این باغستان تو رادهم.القصه اومید بوفا رسید درخت میوه اورد و تحفه به پادشاه برد و وعدهبه انجاز پیوست این افسانه از بهر ان گفتم تا انکه معماری این مزرعه به تومفوضست نگذاری که بی عمارت گذارند و خزانه را جز به مدد ریعی که اززراعت خیزد ،مامور دارند و چون پادشاه برین سنت و سیرت رود و انتهاجسبیل او برین و تیرت باشد ،لشکر و اتباع مراسم او کردن هیچ چاره دیگرنتواند بود .پس رعیت ایمن و ملک ابادان و خزانه مستغنی ماند و پادشاه را خرج کیسهمظلومان نباید ککردند و ملوم و مذموم در افواه خلق افتادن بید خاطیه وباخری عاطیه و اما شرع که کارگاه دیگر بدو سپردند . غم کار این مزرعه وخرابی عمارت آن کم تر خورد و اگر دنیا و مافیا بدو دهند یا از او بستانند ، بهگوشه ی چشم همت به دان باز نگرد . چیزی نهند که دیگران برند وذخیرهنگذارند که دیگران خورند.مرزبان نامه)سعد الدین وراوینی(

سعد الدین وراوینیسعدالدین وراوینی مترجم مرزبان نامه این کتاب را در بین سنوات 608 – 622 ه . ق . در آذربایجان به زبان فارسی و به سبک و شیوه ی زمان خودبرگردانیده است. سعدالدین از ملازمان خواجه ابوالقاسم ربیب الدین هارون بن علی بن ظفر دندان وزیر اتابک ازبک بن محمدبن ایلدگز از اتابکانآذربایجان که از سنه 607 تا 622 در آذربایجان و آران سلطنت داشت بوده است ، آن کتاب مستطاب را به نام او موشح نموده است . سعدالدین ماننداغلب دبیران و کتاب فاضل زمان خود شاعر نیز بوده است و در مرزبان نامه قطعه ای است که سعدالدین در وقت تسلیم کتاب به خواجه ربیب الدین وزیرگفته ومطلع آن این است :وزیر عالم عادل، ربیب دولت و دینایا به طوع فلک ،طاعت توورزیده .توسط شخص دیگری به نام قاضی ملطیوی ترجمه شده اما زیبایی مرزبان نامه سعدالدین وراوینی را ندارد و نشان می » روضة العقول « این کتاب با نامدهد که هنر و استعداد سعدالدین وراوینی سبب ماندگاری و جهانی گشتن مرزبان نامه مرزبان بن رستم شده است.در مورد وراوین جای بحث است .علامه محمد قزوینی وراوین را شهری در یک منزلی اهر ذکر نموده و به سمت و سوی آن اشاره نکرده است .نزدیک ترین کلمه به وراوین روستای وردین در یک فرسنگی اهر است اما مشکین شهری ها یا خیاوی ها دوست دارند آن را با وراوی یکی بگیرند وسعدالدین وراوینی را از افتخارات منطقه خود قلمداد کنند اگر به سایت های مشکین شهری ها بروید چنین عباراتی خواهید یافت:به روایاتی نام قدیم مشکین « شهر اورامی و یا وراوی محل تولد سعد الدین وراوینی دانشمند و مترجم مرزبان نامه در قرن ششم هجری قمری بوده» استاما این ادعای آنها با اشکال مواجه است، زیرا به نوشته حمداله مستوفی در نزهة القلوب ،همزمان با وراوی یا اورامی ، خیاو که نام کنونی آن مشکینشهر است وجود داشته پس وراوی نمی تواند همان خیاو یا مشکین شهر باشد .تومان پیشکین ؛ درین تومان هفت شهرست : پیشکین و خیاو و انار و ارجاق و اهر و تکلفه و کلیبر ، پیشکین از اقلیم « : مستوفی در نزهة القلوب آردچهارم است . در اول وراوی می خواندند چون پیشکین گرجی حاکم آنجا شد بدو معروف گشت . هوایش به عفونت مایل جهت آنکه شمالش را کوهسبلان مانع است و آبش از کوه سبلان می آید و غله و میوه بسیار باشد و اهل آنجا شافعی مذهب اند و بعضی حنفی و بعضی شیعه . حقوق دیوانیش پنج». هزار و دویست دینارست ، و ولایتش به اقطاع لشکر مقرر است کمابیش پنج تومان مقرری دارداما پیشکین یا وراوی کجاست؟اگر نوشته ی حمداله مستوفی را در نظر بگیریم این شهر در جنوب سبلان بوده در حالی که خیاو یا مشکین شهر در شمال سبلان واقع است .در دورهپهلوی اول همزمان با تغییرات نام بسیاری از شهرها نام خیاو به مشکین شهرتغییر یافت گفته اند چون رضا شاه از طبیعت این منطقه خوشش آمد بهدستور وی این منطقه مشکین شهر نامیده شد . و تا آنجا که من اطلاع دارم قبل از این دوره هیچگاه این منطقه نامش مشکین شهر نبوده است .راجع به سعدالدین وراوینی اطلاعات چندانی در دست نیست اما چون از ملازمان خواجه ابوالقاسم ربیب الدین بوده می توان زمان و مکان زندگی وی رامشخص کرد .

ریا ربی بالدوله و الدین » ربی بالدین « با توجه به قراین و شواهدی، برخی احتمال داده اند که او اصلاً اهل خراسان بوده است . لقب پدر وی را نیزذکر کرده اند که وزیر محمدبن بیشکین از اتابکان آذربایجان بوده است .ابوالقاسم هارون اصلاً از جمله کاتبان بوده و نسوی از دیرپایی او در مناصب دیوانی یاد کرده است. از میان منابع تنها ابن فوطی به نقل از تاریخنصر هالدین بیشکین، وی را وزیر نصر تالدین ابوبکر بیشکین، چهارمین اتابک آذربایجان دانسته است. وی مدتی وزارت ازبک بن محمد بن ایلدگزجانشین ابوبکر را نیز برعهده داشت و در این دوران شهرت و اعتبار بسیاری به دست آورد. از مدت وزارت او و تاریخ آن اطلاعی در دستنیست.پس از استیلای سلطان جلا لالدین مینکبرنی بر آذربایجان در 622 ق/ 1225 م، ابوالقاسم از وزارت کناره گرفت و در تبریز گوشه عزلت گزید و بهعبادت مشغول شد .درباره زندگانی ابوالقاسم، پس از این تاریخ هیچ اطلاعی در دست نیست. ابن فوطی تاریخ وفات وی را در 620 ق/ 1223 م ذکر کرده که درستنمی نماید. به گفتة نسوی، ابوالقاسم تا 624 ق حیات داشته و قطعاً درگذشت او پس از این تاریخ بوده است .ابوالقاسم هارون به عنوان وزیری فاضل و هنرپرور شهرت به سزایی یافت. برجسته ترین کار وی، تشویق سعدالدین وراوینی به اتمام ترجمه واصلاح مرزبان نامه، تألیف مرزبان بن رستم بود. سعدالدین که از ملازمان و ندیمان ابوالقاسم به شمار می رفت، این کتاب را به نام او نگاشت و درمقدمه و ذیل آن به سبب مساعدت و حمایتهای همه جانبة وزیر، وی را مورد تمجید و ستایش بسیار قرار داد و نیز در قصید های او را مدح گفت .ابوالقاسم پس از کناره گیری از وزارت، خانه خود را در تبریز به مدرسه تبدیل کرد و کتابخانه بزرگی نیز در جامع آن دیار ساخت که در آن زمان ازشهرت و اعتبار خاصی برخوردار بود. کتابهای بسیاری به کوشش او در رشته های مختلف چون طب، تفسیر، تاریخ ادبیات در آنجا گرد آمد و وی10 نفر کاتب را به استنساخ این کتب گماشت .علاوه بر سعدالدین وراوینی، رک نالدین دعویدار قمی از معروف ترین ستایشگران ابوالقاسم بود که وی را در چندین قصیده به عربی و فارسیستوده است . ابن فوطی نیز تنها یک بیت از قصید های که قاضی افض لالدین در مدح وزیر سروده، نقل کرده است.سعدالدین وراوینی در روزگاری می زیست که زبان ترکی زبان امیران و درباریان بود و او حتماً با زبان ترکی آشنایی بسیار داشت کتاب مرزباننامه در اصل به زبان طبری نوشته شده و و سعدالدین آن را به زبان فارسی ترجمه کرده و او قطعاً با این دو زبان کاملاً آشنا بوده کتابی که کهامروزه به نام مرزبان نامه با ترجمه سعدالدین وراوینی در دست است نشانگر تسلط کامل مترجم به زبان عربی است.پس سعدالدین وراوینی بهچهار زبان بزرگ دنیای عصر خود مسلط بوده است . این که زبان اصلی وی چه بوده نیاز به تحقیقات بیشتر دارد اما می توان حدس زد که زبانآذری قدیم که با زبان طبری قدیم )زبان اصلی مرزبان نامه ( در زمان زندگی مترجم در این دیار رواج داشته و سعدالدین وراوینی در ترجمه کتاباز آن بهره گرفته است.ابوالقاسم هارون، ربی بالدین هارون بن علی بن ظفر ) 624 ق/ 1227 م(، وزیر مشهور ازبک بن محمد بن ایلدگز، آخرین اتابک آذربایجان است.مهمترین مأخذ در این باره، به ویژه دوران وزارتش، کتاب سیرت جلا لالدین مینکبرنی نوشتة نسوی وقایع نگار معاصر وی است. نسوی در این کتابروایات بسیاری از وی نقل کرده که ظاهراً از خود او شنیده است و بخشی از آن مربوط به وقایع و حوادث زندگی خود ابوالقاسم بوده است و همیننکته به این منبع اعتبار بیشتری می بخشد ..

خود ارزیابی1 - در متن درس چه کسانی به عنوان مشاوران خوب معرفی شده اند؟پدر و مادر، معلّمان دلسوز و مرّبیان با تجربه2 - به نظر شما چرا سعدی، پسر نوح)ع( را با سگ اصحاب کهف مقایسه کرده است؟چون سگموجود پست است، به خاطر هم نشینی با نیکان به بالاترین مرحله رسید. پسرنوح با بدان همنشینیکرد.مقام پستی یافت3 -چرا باید از معاشرت با همنشین بد پرهیز کرد؟از دیدگاه نهج البلاغه نمی توان با هر کسی دوست شد. با اهل ر- همان کسانی که درگرفتاری، در پشت سر و پس از مرگ، مراقب دوست نیستند- با افراد فرومایه که انسانرا به بدبختی می کشانند، با انسان های دنیا طلب، خطرناک، دروغگو، پست و فرومایه،چاپلوس، بخیل، فاسد، عیبجو، سخن چین، کسانی که هر روز به رنگی در می آیند و باآدم های احمق و نادان نمی توان دوستی و معاشرت نمود. فراموش نکنیم اگر با افرادنادرست دوستی کنیم از شرشان ایمن نخواهیم ماند و به سرنوشت دوستی با خاله خرسهدچار خواهیم شد. اگر احتیاط های لازم را رعایت نکنیم و با هر کسی دوست شویم و باهر انسان آلوده دامانی هم صحبت گردیم، دل بیمار خواهد شد و چشم بصیرت را از دستخواهیم داد و همه ی اینها عوامل سقوط و تباهی انسان خواهد بود.

گفت و گو کنید1 -دربارة آیات، روایات و داستان ها و اشعار دیگری که دربارة دوستی و دوست یابی دورةنوجوانی شنیده یا خوانده اید، گف توگو کنید.*روایت:امام حسن مجتبی)ع( در بستر بیماری بود و پس از آن مسمومیت که به شهادتش منجر شد، در دیداری که جُناده )از اصحاب وی( با حضرت داشت،امام چنین توصیه فرموداِصْحَبْ مَنْ اِذا صَحِبْتَهُ زانَکَ، وَاِذا خَدمْتَهُ صانَکَ وَ اِذا اَرَدْتَ منه مَعوُنَةً اَعانکَ وبا کسی همنشینی و مصاحبت و دوستی کن که : هرگاه با او همنشین شدی، مایه آراستگی تو باشد آنگاه که خدمتش کنی، تو را نگهبان باشد هرگاه از او یاری خواستی، کمکت کند اگر سخنی گفتی، تو را تصدیق کند اگر )بر دشمن( حمله بردی، قدرت وصولت تو را بیفزاید اگر دستت را به فضل و نیکی دراز کردی، او هم دست، پیش آورد اگر در تو )و زندگیت( رخنه ای پدید آمد، آن را برطرف سازد اگر از تو نیکی دید، آن را در شمار و حساب آورد اگر چیزی از او طلبیدی، عطا کند و اگر تو ساکت بودی )و چیزی نخواستی( او آغاز کند )و نیازت را برطرف سازد(.*اشعار:*تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که توکیستی*می رود در سین هها از سین هها * * * از ره پنهان صلاح و کینه هاصحبت صالح تو را صالح کند * * * صحبت طالح تو را طالح کند*همنشین تو از تو به باید تا تو را دانش و دین بیفزاید*رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نم یدانم * * * شوم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد

2- درباره بیت زیر گفت و گو کنید .دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ اَبری که در بیابان بر تشنه ای ببارد*میدانی دیدار کسی که در میان ما نیست چقدر ذوق دارد همانند بارانیاست که در بیابان بر فرد تشنه ای ببارد.

منبع مطلب : www.farsi-salari.blogfa.com

مدیر محترم سایت www.farsi-salari.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

درس چهارم فارسی نهم(هم نشین)

لغت:

آدمی : انسان

خرسندی : خشنودی

مصاحبت : هم نشینی

شکیبا : صبور

مصائب : سختی ها

لاف دوستی : ادعای دوستی

منش : اخلاق ، رفتار ، خوی

آیین : دین ، روش زندگی

طبیعت ایشان : خلق و خوی ایشان

طریقت : راه و روش

متّهم : بدنام

نیکو خصال : خوش رفتار

معنی اشعار درس:

دیدار با غایب دانی چه ذوقی دارد؟        ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

معنی: 

می دانی ملاقات یاری که غایب بوده چه لذتی دارد ؟ مثل تشنه ای است که در بیابان ابری بر او باران ببارد و سیراب کند

تا توانی می گریز از یار بد             یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد ، تنها تو را بر جان زند          یار بد ، بر جان و ایمان زند

معنی :  

تلاش کن که از دوست بد دوری کنی زیرا دوست بد از مار بد ترسناک تر است

مار بد فقط جانت را میگیرد و تو را نابود می کند اما دوست بد علاوه بر جانت ایمان و اعتقادت را نیز می گیرد .

با بدان کم نشین که صحبت بد                   گرچه پاکی تو را پلید کند

آفتابی بدین بزرگی را                       لکّه ای ابر نا پدید کند

معنی :

 با افراد بد هم نشین نباش چرا که هم نشینی با بدان تو را ناپاک و آلوده می کند هر چند که تو پاک و آراسته باشی - بیت دو : لکه ای ابر آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می کند( دوستان با بدان مانند لکه ای ابر است که آفتابی را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد .

پسر نوح با بدان بنشست          خاندان نبوتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند          پی نیکان گرفت و مردم شد

معنی : 

پسر نوح به خاطر هم نشینی با انسان های بد از خاندان پیغمبری رانده شد و به مرتبه و مقام انسان ها رسید . - بیت دو : سگ اصحاب کهف چند روزی به دنبال انسان های نیک رفت و جز انسان ها به شمار آمد .

نکته اصحاب کهف چند نفری بودند که در دوره دقیانوس از شهری بیرون رفتند و 300 سال در غار خوابیدند .

هم نشین تو از تو به باید        تا تو را عقل و دین بیفزاید

معنی : 

هم نشین تو باید از تو بهتر باشد تا چیزی را به عقل و دین تو بیفزاید

لغات سخت درس:

مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا / وزش نسیم دل انگیزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می سازد : هم نشین با دوستی خوب و صبور/وزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی با انسان دست میدهد .

منبع مطلب : farsi.blogfa.com

مدیر محترم سایت farsi.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی