دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در جمعه ۱۳۹۹/۱۱/۱۷
یکی روبهی دید بی دست و پای فروماند در لطف و صنع خدای

یکی روبهی دید بی دست و پای فروماند در لطف و صنع خدای را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

گنجور » سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه

7 نوشته:

یقین، مرد را دیده بیننده کرد شد و تکیه بر آفریننده کرد

درست: بقین،دیده مرد بینتده کرد شد و تکیه بر آفریننده کرد

یعنی مرد یقین پیدا کرد از(با) دیدن آن

????☹

منبع مطلب : ganjoor.net

مدیر محترم سایت ganjoor.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

یکی روبهی دید بی دست و پای فروماند در لطف و صنع خدای

یازدهمی ها بخوانید

دانش آموزان عزیز، درس یکم از فارسی یازدهم به عنوان نمونه کالبدشکافی و تحلیل می شود. دروس بعدی کار شماست.حکایت درویش با روباه از بوستان سعدی،باب دوم در احسان، انتخاب شده است.نوع ادبی آن تعلیمی و قالب آن مثنوی است.    بیت اولیکی روبهی دید بی دست وپایفروماند درلطف و صنع خدای????قلمرو زبانی:یکی:اسم مبهم ونهادروبهی:اسم ناشناس«ی»نکرهبی دست وپا:صفت:وندی-مرکبروباه بی دست وپا:ترکیب وصفی و مفعولفروماند:فعل پیشوندی،تعجب کرد،حیران شدلطف:مهربانی،احسانصنع:آفریدن،آفرینش،احسان و...درلطف وصنع:متمم

لطف وصنع:ترادفدست وپا:تناسببیت دوجمله ی مستقل ساده است????قلمرو ادبی:دست وپا:مراعات نظیر????قلمرو فکری:شخصی روباه بی دست وپایی دید و در لطف وآفرینش خداوند درمانده و حیران شد.    بیت دومکه چون زندگانی به سرمی برد؟بدین دست و پای ازکجا می خورد؟????قلمروزبانی:بیت اول ودوم موقوف المعانی هستند.چون:چگونه،قیددست وپا:تناسببه سرمی برد:فعل، سپری کردن،گذراندنبدین دست وپای:بااین دست وپابیت دوجمله مستقل ساده استزندگانی:اسم وندیمی برد ومی خورد:مضارع اخباری????قلمرو ادبی:دست وپا:مراعات نظیربه سربردن کنایه ازگذراندن،سپری کردن????قلمرو فکری:چگونه زندگی خودرامی گذراندو با این بی دست وپایی و درماندگی ازکجا غذایش را به دست می آورد.

(تعجب ازخلقت روباه وناتوانی اودربه دست آوردن روزی(  بیت سومدراین بود درویش شوریده رنگکه شیری برآمد شغالی به چنگ????قلمرو زبانی:شوریده رنگ: ،اشفته حال،پریشاندرویش شوریده رنگ:ترکیب وصفیبرآمد:فعل پیشوندی،آمدشغالی به چنگ: باحذف فعل«داشت»،نقش قید

شیروشغال:تناسب????قلمروادبی:شیروشغال:مراعات نظیرشوریده رنگ:کنایه ازپریشان حال ،آشفته ومتعجببه چنگ آوردن کنایه ازشکارکردن????قلمروفکری:درویش آشفته حال و پریشان دراین فکربودکه شیری آمد وشغالی راشکارکرد

بیت چهارمشغال نگون بخت راشیرخوردبماندآنچه،روباه ازآن سیرخورد????قلمرو زبانی:نگون بخت:صفت مرکب،بدبخت ،بیچارهشغال نگون بخت:ترکیب وصفیشیردرمصراع اول نهاد،شیوه بلاغی وجابه جایی ارکان جمله،تقدیم مفعولشغال،شیر و روباه:تناسب????قلمرو ادبی:شغال،شیروروباه:مراعات نظیرشیروسیر:جناسنگون بخت بودن کنایه ازبدبختی وبیچارگیبه چنگ آوردن کنایه از شکار کردن????قلمرو فکری:شیر،شغال بیچاره راخورد وآنچه که ازشکارباقی ماندغذای روباه شد.(اشاره به رزاق وروزی رسان بودن خداوند،تقدیرگرایی    بیت پنجمدگرروز باز اتفاق اوفتادکه روزی رسان قوت روزش بداد????قلمرو زبانی:دگرروز:روزدگر،دستورتاریخی(قرارگرفتن وابسته پسین قبل ازهسته ازویژگی های دستورکهن )،ترکیب وصفیباز:قیدتأکیداتفاق:نهاداوفتاد: افتاد،رخ داد،پیش آمد،کاربردفعل کهن،فعل سادهروزی رسان:خداوند،صفت جانشین اسم،صفت وندی-مرکب قوت :غذاقوت روزش:دوترکیب اضافی،گروه مفعولی(ش: مضاف الیه،قوت روز اورا داد)بیت دوجمله (یک جمله ی مستقل مرکب )????قلمرو فکریروز دیگر بازاتفاقی افتادوخداوندروزی رسان غذای آن روزش را نیزبه اوداد( خداوندروزی رسان است)    بیت ششمیقین،مرد را دیده بیننده کردشدوتکیه برآفریننده کرد????قلمرو زبانی:بیت سه جملۀ ساده استتکیه کرد:فعل مرکب، ،برآفریننده،متمم.دیده و بیننده:تناسبشد:رفت(یکی ازمعانی فعل شد درقدیم)بیننده :آگاه،مسندیقین مردرادیده بیننده کرد????????بیت را می توان به دو شکل معنا کرد:1_یقینا مشاهده ی آنچه که دیده بود،مرد راآگاه وبیناکرد.که دراین صورت واژه«یقین»قیداست و«را»نشانه مفعولی،دیده نهاداست.2_یقین وایمان به خداوند،دیده ی مرد را آگاه وبینا کرد. که دراین صورت«یقین»نهاد، مردرا دیده یعنی دیده ی مرد ،مفعول،«را»فک اضافه است.????قلمرو ادبی:دیده وبیننده:مراعات نظیردیده:ایهام تناسببیننده کردن کنایه ازآگاه وبا بصیرت کردنتکیه کردن کنایه ازتوکل کردن????قلمرو فکری:یقینا آنچه که دیده بودمرد را آگاه کرد و رفت وبه خداتوکل کرد.( معنی دوم:یقین وایمان به خداوند،دیده وچشم دل آن شخص را بینا وآگاه کرد)( توکل واعتمادبه خداوندو توصیه به عین الیقین)     بیت هفتمکزین پس به کنجی نشینم چومورکه روزی نخوردندپیلان به زور????قلمرو زبانی:نشینم:می نشینم ،مضارع اخباریکزین:مخفف که ازاین،(یعنی ازاین پس)قید زمانکه :زیرابه کنجی وبه زور:هردو متمم قیدیپیلان:نهادروزی:مفعولنخوردند:نمی خورند،مضارع اخباریبیت به شیوه ی بلاغی بیان شده????قلمرو ادبی:مور و زور:جناس و قافیهچو مور:تشبیه،وجه شبه انزواگزینیپیل ومور:تضادمعناییپیل نماد بزرگی وقدرتمورنماد ضعف وناتوانیچو مور بودن کنایه از ناتوانی ،کاری انجام ندادن،انزواطلبی

تمثیل:مصراع دومبه کنجی نشستن کنایه ازبیکارماندن وکاری نکردن????قلمرو فکری:ازاین به بعد مانند مورچه ای درگوشه ای می نشینم زیرا فیل ها و قدرتمندان روزی خودرا بازور نتوانستند به دست بیاورند( بازور وظلم به زیردستان نمی توان به ثروت وقدرت رسید ،اعتقادبه رزق مقسوم وتقدیر)       بیت هشتمزنخدان فروبرد چندی به جیبکه بخشنده روزی فرستده ز غیب????قلمرو زبانی:زنخدان:چانه،اسم ساده،واژه کهن ،مفعولجیب:بافتح ج،گریبان،یقه،متمم فعلبخشنده:خداوند،صفت جانشین اسم . وندیچندی:قید زماناز غیب:متمم قیدیروزی:مفعولفروبرد:فعل پیشوندی????قلمرو ادبی:جیب وغیب:جناس وقافیهمصراع اول اینجاکنایه ازتلاش وکوششی نکردن،منتظروبیکارنشستنتلمیح به آیه:ان الله هوالرزاق ذوالقوه المتین????قلمروفکری:مدتی بدون تلاش وکوشش درگوشه ای نشست به این امیدکه خداوندروزی اورا ازغیب می رساند( روزی رسان بودن خداوندو اعتقادبه روزی مقدر وتعیین شده واعتقادنداشتن به اینکه ازتوحرکت ازخدابرکت)   بیت نهمنه بیگانه تیمارخوردش نه دوستچوچنگش رگ واستخوان ماندوپوست????قلمروزبانی:بیگانه ودوست:تضاد ،نهادچنگ،رگ،استخوان وپوست:تناسب«ش»درخوردش:مضاف الیه است وجهش ضمیردارد. یعنی تیمارش،تیماراو «ش»درچنگش:مضاف الیه است وجهش ضمیردارد یعنی رگ واستخوان وپوستش باقی ماند مانند چنگ.چنگ:نوعی سازسیمی که باانگشتان نواخته می شود،متممنه:پیوند هم پایه سازتیمار:غم،اندوه،فکر،مفعولمصراع اول دو جمله است که[ تیمارخوردش]به قرینه لفظی حذف شدهتیمارخوردش:فعل ساده????قلمروادبی:بیگانه ودوست:تضادچنگ،رگ،استخوان. وپوست:مراعات نظیرتیمارکسی خوردن:غم کسی راخوردن،به فکرکسی بودن،کمک کردنتشبیه:شخص به چنگ تشبیه شده،وجه شبه لاغری ورگ واستخوان وپوستش باقی ماندن.مصراع دوم می تواند کنایه ازلاغری و زار و نزاری باشدچنگ:ایهام تناسب( نوعی ساز،پنجه که به این معنی با رگ ،استخوان وپوست تناسب داردکه این جابه معنی نوعی سازاست)پوست ودوست:جناس،قافیهواج آرایی ن????قلمروفکری:هیچ کسی ازغریب وآشنا به فکر او نبود و مانندچنگ بسیارلاغرشده بود.    بیت دهمچوصبرش نماند از ضعیفی وهوشز دیوارمحرابش آمد به گوش????قلمروزبانیچو:وقتی کهصبرش نماند:صبرش تمام شدازضعیفی:متمم قیدیهوش:معطوف به صبر(صبر و هوشش نماند(محراب:جایی درمسجد که پیش نماز درآن می ایستد دراینجا همان گوشه وکنجی است که درآن نشسته است.«ش» درمحرابش،مضاف الیه است و جهش ضمیردارد ( به گوشش آمد)????قلمرو ادبی:زدیوارمحرابش آمدبه گوش:کنایه ازاین که درعالم بی هوشی به دل اوالهام شد،ندایی ازغیب شنیدهوش وگوش:جناس،قافیه محراب: مجاز واستعاره ازعالم غیب ودرون،باطن????قلمروفکری:وقتی که ازشدت ضعف وناتوانی صبرش تمام شدو بی جان و بی هوش شد ندایی ازعالم غیب شنید.    بیت یازدهمبروشیردرّنده باش ای دغلمینداز خودرا چو روباه شل????قلمروزبانی:این بیت بابیت قبل موقوف المعانی استشیروروباه:تناسبدغل:حیله گر،فریبکارشل:لنگ، بی پا،این جا به معنی بی دست وپابیت چهارجمله دارددرنده:غیرساده، وندی

شیردرنده:ترکیب وصفی ،مسندروباه شل:ترکیب وصفیچوروباه:مانندروباه،متمممصراع اول سه جمله استای دغل:منادا،دغل صفت جانشین اسم یعنی ای مرددغل????قلمرو ادبی:شیروروباه:مراعات نظیر وتضاددوتشبیه:تشبیه به شیردرنده وروباه شلشیر:نمادقدرتمندی وشجاعت وخودکفاییروباه شل:نمادتنبلی،وابستگی وحیله گری????قلمروفکریای مردحیله گر، برو مانند شیر درنده باش( روی پای خودت بایست وبه دیگران وابسته نباش) ومانند روباه لنگ حیله گری وتنبلی پیشه نکن.(متکی بودن به خود)بیت دوازدهمچنان سعی کن کز تو ماند چو شیرچه باشی چو روبه به وامانده سیر؟????قلمرو زبانی:وامانده:پس‌مانده، باقی مانده،صفت جانشین اسم ،غیرساده وندیسعی:کار،تلاششیر و روبه:تناسبچو:مانندسیر:مسندسعی:مفعولبیت سه جمله است که مصراع اول و یک جمله مستقل غیرساده(مرکب) ومصراع دوم یک جمله مستقل ساده.نهاد «ماند»، غذا و باقی‌مانده‌ی شکار است. که حذف شده.ماند: یعنی باقی‌ماند، بازماند????قلمروادبی:شیر وروبه:مراعات نظیروتضادمفهومیشیروسیر:جناس ناهمسان،قافیه بیت دوتشبیه داردواج آرایی چچه باشی:استفهام انکاری ،یعنی نباش????قلمروفکری:طوری کاروتلاش کن که مانندشیرازشکارتو پس‌مانده ای برای دیگران باقی بماند نه این که مانندروباه ازپس‌مانده‌ی شکاردیگران خودت راسیرکنی.( توصیه به کاروتلاش وکمک به دیگران ونکوهش تنبلی وتن آسایی)    بیت سیزدهمبخورتاتوانی به بازوی خویشکه سعیت بود درترازوی خویش????قلمروزبانی:مصراع اول شیوه بلاغیبخور:بهره مند،برخوردارکه:زیرابیت سه جملهبه بازوی خویش:متمم فعل،ترکیب اضافیسعی:نهادترازو: ساده????قلمرو ادبی:بازو:مجازازقدرت،کار،تلاشسعی :مجاز ازدست رنج،نتیجه اعمال

که سعی ات بوددرترازوی خویش: کنایه ازاین که نتیجه کاروتلاشت به خودت برمی گردد،به اندازه تلاشت بهره مندمی شویخویش:تکراروردیفتلمیح به آیات« لیس للانسان الا ماسعی» و «ان سعیه سوف یری»????قلمروفکری:ازقدرت ونیروی خوداستفاده کن زیرا به اندازه کار و تلاشت بهره مند می شوی.(خودکفایی وبهره مندی ازدست رنج (    بیت چهاردهم:بگیرای جوان دست درویش پیرنه خودرا بیفکن که دستم بگیر????قلمروزبانیبیت چهارجمله استای جوان :منادادرویش:فقیر،تهی دستدست درویش پیر:یک ترکیب وصفی ویک اضافی،مفعولدستم:ترکیب اضافی،مفعولجوان وپیر:تناسبمصراع اول شیوه بلاغی،جابه جایی ارکان جمله(تقدیم فعل) که:حرف ربط(پیوند)،مصراع دوم یک جمله غیرساده????قلمروادبی:پیر وجوان:تضاددست گرفتن:کنایه ازیاری وکمک رساندنخودرا افکندن:خودرابه ناتاتوانی زدن ،وانمود به ضعیفی وناتوانیدست وبگیر:تکرار????قلمروفکری:ای جوان باید به درماندگان و ناتوانان کمک کنی نه این که خودت را به ناتوانی بزنی که دیگران به توکمک کنند(توصیه به کمک کردن به دیگران ونکوهش تنبلی وریاکاری وحیله گری)   بیت پانزدهمخدا را برآن بنده بخشایش استکه خلق از وجودش درآسایش است????قلمروزبانی:بخشایش وآسایش:غیرساده وندی(مشتق)خدارا:را مالکیت=خدا برآن بنده بخشایش دارد آن بنده:ترکیب وصفی،متمموجودش :ترکیب اضافی،متممبنده وخلق:ترادفخدا،بنده وخلق:تناسببخشایش:رحم،آمرزش گناه????قلمروادبی:بیت تمثیل یا ارسال المثل استخدا،خلق،بخشایش وبنده:مراعات نظیرواج آرایی ش ،اتلمیح به حدیث «المسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده»????قلمروفکری:خداوند نسبت به آن بنده ای لطف و بخشش داردکه دیگران از وجوداو درآسایش وراحتی باشند(نکوهش مردم آزاری وتوصیه به لطف ومهربانی بادیگران،بخشایش وغفران الهی)        بیت شانزدهمکرم ورزد آن سر که مغزی در اوستکه دون همتانند بی مغز و پوست????قلمروزبانی:سر،مغز وپوست:تناسبکرم:بخشش،لطفدون همتان:مرکب،فرومایگان،نهاد، پوست:ظاهربی مغزوپوست:بی مغز نقش مسند وپوست معطوف به مسند

بی مغز: ،غیرساده وندی

دراین مصراع شاعرمغز را دربرابرپوست قرارداده ومی خواهدبگوید دون همتان مغز وباطن ندارندوتنهاپوست وظاهرند)ورزد:مضارع اخباری( می ورزد)که:زیرا ،حرف ربط????قلمرو ادبی:سر:مجازازکل وجودفردآن سر:ترکیب وصفی،نهادمغز:مجازازعقل واندیشهپوست:مجازازظاهرمغز،سر وپوست:مراعات نظیرپوست ومغز:تضاد(ظاهروباطن(????قلمرو فکری:انسان های داناوعاقل بخشنده هستند زیراانسان های پست و فرومایه عقل وخردی ندارندوفقط ظاهرند.(عاقلان بخشنده اندوافرادپست هیچ چیزندارندو توخالی اند)(سفارش به کرم وبخشش( بیت هفدهمکسی نیک بیند به هردو سرایکه نیکی رساند به خلق خدای????قلمرو زبانی:دوسرا:دنیا وآخرتخلق وخدا:تناسبنیک:نیکی،خوبیبیند:می بیند،مضارع اخباریرساند:برساند،مضارغ التزامینیکی:غیرساده وندی

????قلمرو ادبی:دوسرای:استعاره ازدنیا وآخرتتلمیح به آیه«فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره» ونیز تلمیح به حدیث «الدنیا مزرعه الاخره»????قلمرو فکریکسی دردنیا وآخرت نیکی وخوبی می بیندکه به بندگان خدا نیکی کند( توصیه به نیکی کردن وخدمت به خلق)

منبع مطلب : www.yazdanpanah-adab.blogfa.com

مدیر محترم سایت www.yazdanpanah-adab.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی