دسته‌بندی‌ها

  • منتشر شده در پنجشنبه ۱۳۹۹/۱۱/۱۶
سه شرط برای اینکه شعری را با لحن مناسب و آهنگین بخوانیم

سه شرط برای اینکه شعری را با لحن مناسب و آهنگین بخوانیم را از سایت نکس ایران دریافت کنید.

چگونه شعر بخوانیم؟

سه شرط برای اینکه شعری را با لحن مناسب و آهنگین بخوانیم

سه شرط برای اینکه شعری را با لحن مناسب و آهنگین بخوانیم

اغلب شعرها قالب‌بندی و ترتیب مشخصی دارند تا زمان خواندن، روان باشند و موسیقی آن‌ها حفظ شود. خواندن صحیح شعر ارزش هنری آن را بیشتر نمایان می‌کند. گاهی ممکن است نتوانیم شعری را راحت بخوانیم و همین ما را به شدت خسته و دلزده کند. یا ممکن است با خودمان بگوییم چرا شاعر شعری نوشته که جریان ندارد.

شاعران خیلی متفاوت‌تر و هوشمندانه‌تر از سایر نویسنده‌ها کلمات را به کار می‌برند و تلاش می‌کنند به طور شگفت‌انگیز و غافلگیرانه‌ای از آن‌ها استفاده کنند.

بهترین کار برای صحیح خواندن شعر این است که آن را با صدای بلند بخوانید. همین.

شعر موسیقی دارد، آهنگ دارد و اصلاً سروده شده برای بلند خواندن.

وقتی شعر را می‌خوانید بیشتر از اینکه به تُن و نوع صدای خود توجه کنید ببنید ریتم آن را چطور می‌شنوید. اگر آهنگ شعر مناسب نباشد حتی نمی‌توان سر از مفهوم آن در آورد.

اگر شعر را با صدای بلند بخوانیم هر وقت جریان زیبای آن شکسته شد متوجه می‌شوید که یک جای کار را اشتباه کرده‌اید. تکیه روی کلماتی که شاعر بر آن‌ها تأکید دارد را از همین راه می‌توانید تشخیص دهید.

گاهی خواندن شعر با صدای بلند دیدگاه و نظر شما را راجع به آن تغییر می‌دهد. دقت کنید که وقتی به پایان شعر می‌رسید باید جریان شعر مشخص باشد و بتوانید به قصۀ آن پی بیرید.

شعر مثل روزنامه و کتاب درسی نیست که اطلاعات را به سرعت وارد ذهن کند، صبور باشید، اگر می‌خواهید آن را درک کنید شاید مجبور به تکرار شوید، اما اگر خواندن چند بارۀ شعر بلند ملولتان می‌کند با اشعار کوتاه شروع کنید. به خودتان اجازۀ غرق شدن در میان کلمه‌ها را بدهید.

سعی کنید بعد از اتمام یک بیت یا یک خط از شعر مکث محکم و مصمم نداشته باشید، اگر چنین باشد ریتم شعر ناقص خواهد شد و به جریان روان آن لطمه می‌زند. توقف در پایان هر خط یا بیت یک اثر ناگهانی ایجاد می‌کند. به نشانه‌گذاری‌ها توجه داشته باشید.

درست است که با پایان یک بیت و شروع بیت بعدی نیاز به درنگ دارید اما نباید انقدر زیاد باشد که فکر کنید ادامه‌ای در کار نیست.

اگر می‌خواهید از درست خوانی شعر مطمئن شوید صدای خود را ضبط کرده و گوش کنید. ببینید چقدر روان خوانده‌اید یا چقدر سکته میان خواندن شعر ایجاد شده.

نگران معنی کلمات نباشید، هر کدام را که می‌خواهید در فرهنگ لغت جستجو کنید، اتفاقاً این کار برای صحیح‌خوانی شعر لازم است. با یافتن معنی برخی کلمات می‌توانید برای خواند راحت‌تر آن‌ها را نشانه‌گذاری کنید. این کار به ادای درست کلمات، که از اصول درست‌خوانی است، هم کمک می‌کند.

منبع مطلب : zahrasharifi.com

مدیر محترم سایت zahrasharifi.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

انواع خوانش و انواع لحن ها برای خوانش اشعار و متون

کسی کاو را تو لیلی کرده‌ای نام             نه آن لیلی‌ست کز من برده آرام

اگر می‌بود لیلی بد نمی‌بود                   ترا رد کردن او حد نمی‌بود               وحشی بافقی

همسایه ی من،  سایه و  سرگینشان را  روز و شب می دید  وز پنجره، هر روز می غرّید. 

 یکبار هم از بُرجِ زهرِ مارِ خود  بیرون نکرد او سر  تا بنگرد آن سُرخ را در فرّه ی فیروزه فام صبح 

 یا رَفرَفه ی پروازشان را  بشنود در پشت بام صبح.  می گفتم:  آن بالا،  ببین در آبیِ بی ابر  آن طوقیَک را، در طوافِ صبح،  در پرواز! 

 آن سینه سرخان را ببین،  در آن سماعِ سبز!  بالیدن آمالشان را  بالشان را، بین!  آن وَجدها و  شورها و  حالشان را بین! 

 آن شامگاهان، نغمه ی قوقو سرودن ها  بقر بقوها، دُم کشیدن ها  در طشتِ آب پشت بام و  صبح،  تن شستن و در آفتاب بامدادی پرگشودن ها.   

اما،  همسایه ی من،  سایه و  سرگینشان را  روز و شب می دید  و زپنجره، هرلحظه، می غرّید. 

 روزی،  سرانجام،  آن نگاهِ چرک مرده چیره شد،  ناچار  بُردم به شهری دورشان،  و آنجا رها کردم  مُردَم به دست و پای، در آن لحظه ی بدرود  در بازگشتن،  آه!  با روحم  نمی دانی چها کردم؟

  وقتی شکسته،  خسته و  بگسسته از هستی  باز آمدم، دیدم  بسیار دور از باورِ من، در همین نزدیک  خیلِ کبوترهام،  پیش از من،  در آن غروب روشن و تاریک،  جمعی نشسته رویِ پاساره،جمعی به روی آغلِ در بسته شان، خالی. 

و آن طوقیَک،  بر اوج  در طوافِ بامِ خانه،  در طیفی ز تنهائیش  می پرد.

  همسایه ی من، خصم هر زیبایی و آزرم،  آنجا کنارِ پنجره، با خشم و  هم باچشم، می غرّد. 

 در زیرِ آواری ز حیرانی شدم، ویران  وان دَم که در آن واپسین فرصت، براشان،اشک ها و دانه  افشاندم.

   با خویش می گفتم: چه زیبایی و آزرمی  در پویه و پرواز این سحر آفرینان است!  که روح را  در جویبارانِ زلال خویش،  می شوید.

   یارب زبون باد و زیانکار، آن نگاهی کاو،  غیر از گناه و فضله،  زیرِ آسمان،  چیزی نمی جوید."    استاد محمدرضا شفیعی کدکنی(م.سرشک)

• • • • •

 می‌کشد آب دامنش را نرم

بر تن پاک ماسه‌های کبود

  به روی  سقف  گرد  غم نشسته

  مگر  تصویری  از افسانه ی  ماست ؟

 به  نفرین  سپهر پیر  دستی 

که خود  افسرده  از خواب  گرانی ست

  شکسته  بر کنار  دف  سبویی

 خدا  داند که خود این آسمان  است 

  نشسته محو گفتارش  به دامن 

 که تنها دختر همسایه  می خواند: 

  هنو  در انتظار یار بودُم "   *

 به روی  بام  کفتر  می پراندم

  به رنگ  آرزو های  جوانی!

دماوند

علاوه بر لحن های ذکر شده، می توانیم به لحن تعزیه و سوگواری،لحن طنز، لحن جد و لحن مناظره یا سوال و جواب و لحن کودکانه نیز اشاره کنیم. البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که به هنگام خوانش متون چه نظم و چه نثر نه تنها هر متن خوانش و لحن خاصی را به فراخور پیام و معنی طلب می کند، بلکه هر بند و حتی هر جمله و هر واژه( به لحاظ بار معنایی که دارد) لحن خود را دارد و ممکن است در یک شعر یا متن به تناسب انواع و اقسام لحن ها به کار گرفته شود.

               این جا بهشت دلکش رویایی من است

                   غم نیست غصه نیست تگرگی و مرگ نیست

                                      این جاست نغمه ها همه زیبا و دلربای                                                                                                                                                                            

       با توام . . .                    

                       خاله مورچهه گفت:«وقتی که جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود؟!»

منبع مطلب : majidikadkani.blogfa.com

مدیر محترم سایت majidikadkani.blogfa.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

چگونه شعر را دکلمه کنیم؟

چگونه شعر را دکلمه کنیم؟

یک شعر به دو گونه خوانده می شود؛ خوب و بد.

به این ترتیب می بینیم که خوانش شعر روی شنونده اثرگذار است. چه این که شعر یک متن است در دست دکلماتور. این دکلماتور است که چگونه آن را عرضه می کند. خوانش یک شعر در حقیقت ایجاد دوباره ی شعر هم هست. تولید معنا های تازه نیز می باشد ؛ این هردو باهم شعر را کامل می سازد.

این مقاله درصدد است تا به حد وسع این موضوع را پی بگیرد. نکاتی را که فکر می شود با اِعمال آنها می توان شعر را خوب و درست دکلمه کرد، تذکر دهد.

دکلمه چیست؟

دکلمه واژه ی فرانسوی است که از deklama گرفته شده است. منظور از آن “خواندن  شعر یا نثر ادبی با صدای بلند و آهنگ مناسب و با حالت های خاص به منظور القا کردن محتوا و مضمون کلام به شنونده مطابق کلام”‌ است.

(انوری دکتر حسن ، فرهنگ بزرگ سخن)

دکلمه تنها خواندن نیست بلکه خواندن + آوای رسا + آهنگ مناسب + ژست مناسب + حالت های خاص + داشتن حرارت و احساس مناسب می باشد.

شرایط دیکلماتور خوب

دکلماتور به کسی گفته می شود که شعر یا یک متن ادبی را به خوبی قرائت یا دکلمه کند. یک دکلمه ی خوب زمانی صورت می گیرد که دکلماتور از اوصاف زیر بهره مند باشد:

1.  داشتن صدای آرمش بخش.

2. شناخت آواز ها.

3.  قدرت برقراری ارتباط. برای قدرت ارتباط  می توان عامل زیادی را برشمرد از قبیل:الف. استعداد ذاتی.ب. پشتوانه ی اندیشه یی.ج. انتخاب زبان مناسب.د. حرکات بدنی.

4.  قدرت انتقال حس: یک دکلماتور خوب در ابتدا باید حس شاعر را  -که درشعرش انعکاس یافته- در خود بازتولید کند بعد آن حس را به صورت صحیح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس ها در هر شعر متفاوت است.

5. قدرت انتقال فکر: انتقال درست فکرِ یک شاعر وابسته به این است که خواننده نخست آن را درک کند سپس آن را در احساس جدید بهم آمیخته تحویل شنونده دهد.

6.  ادای درست کلمات: از شرایط مهم دکلمه ی خوب ادای درست واژگان است. اساس دکلمه را همین امر تشکیل می دهد.

7. داشتن صدای شفاف و رسا.

8. سلامتی دستگاه  صوتی و اندام گفتاری.

9. توانایی خواندن درست جمله ها و متن.

10. تناسب لحن و محتوا.

11. داشتن دانش ارتباطی.

ارکان دکلمه:

دکلمه ی شعر بر چند رکن استوار است:

1)   شعر: شعر رکن اساسی دکلمه است. شعر نه تنها ابزار دکلمه است بلکه هدف دکلمه نیز هست. دکلمه بر آن استوار است. برای این که دکلمه به خوبی انجام شود، باید دکلماتور شعر را بشناسد. قالب های شعری را از هم تفکیک کند. با تکنیک های شعری نیز آشنایی داشته باشد. فن شاعری را بلد باشد. علم بدیع و بیان را تا حد لزوم بداند. مجاز و کنایه را بفهمد؛ چرا که بدون درک مجاز، تشبیه، کنایه، استعاره و سایر صنایع ادبی فهم یک شعر دشوار می باشد. بنابراین لازم است دکلماتور با شعر آشنا باشد.

یک شعر دو شکل دارد:

الف. شکل ظاهری.ب. شکل باطنی: شکل باطنی از معنا، عاطفه و احساس ترکیب می   شود.

با توجه به این دو شکل، دکلماتور باید به این نکته ها توجه نماید:

1.  تلفظ درست واژه ها.

2. تشخیص انواع ترکیب ها از همدیگر: ترکیب انواع مختلف دارد. این شعر را توجه کنید:

درخت بزرگی از اندوه

روییده از میان سینه ام

شاخه هایش خشک،

“دست برآورده به مهتاب”‌

ریشه هایش سرد

تلخابه   نوش حسرت

پرنده ای

هزاره ی غربت مرا

از سر شاخه ی بلندش

می زند کو کو!

(نهفته عزیزالله، زندگی را مه گرفته، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1383، ص 14)

ترکیب “تلخابه   نوش”‌ با ترکیب “درخت بزرگ”‌، دو نوع ترکیبی است که به دوصورت تلفظ می گردند؛ اولی به شکل توصیفی و دومی به شکل ترکیب اضافی.

3. ادای مکمل جمله، مصراع، یا بیت: اگر شعر شعر سپید است و در وسط جمله، قطع نفس لازم نمی افتد، ضروری است که آن جمله به شکل مکمل ادا شود و بعد از تکمیل آن، دم گرفته شود. همچنان مصراع یا بیت:

سکوت آواز می خواند پس لب های لرزانت

نگه رقصیده بر می خیزد، از آغوش چشمانت

دوبیتی های سرگردان تنهایی شوم پیشت

و تو آرام آن ها را بخوانی از دل و جانت

(مجیر وهاب، آشفته   تر از باد، چاپ اول، انتشارات فرهنگی_ ادبی ظهیر الدین محمد بابر، کابل،1386، ص 30)

در بیت نخست هر مصراع به صورت مستقل ادا می شود اما در بیت دوم، چون پیوستگی معنایی بیش تری میان دو مصراع موجود است، پس از توقف بسیار کوتاه باهم خوانده می شوند.

4. درک معنا.

5. تناسب صورت و محتوا: شعر از لحاظ عاطفی به شکل های گوناگون خوانده می شود. بعضی شعر ها را باید شاد خواند و برخی دیگر را غمگین.

6. آشنایی با وزن و قافیه.

7. رعایت علایم نگارشی.

8. خواندن با نگاه دوم: خواندن خط به خط باعث می شود دکلماتور تمام توجه خود را به خطوط شعر معطوف بدارد. در این صورت نمی تواند حرکات و فعالیت های بدنی و چشمی و توجه شنوندگان را تحت نظر داشته باشد. او وقتی متوجه خطوط باشد دیگر با مخاطبان خود ارتباط مستقیم برقرار نمی تواند و این موجب کاهش تأثیر گذاری شعر می گردد. بنابراین یک دکلماتور خوب باید درعین حالی که نیم نگاهی به خطوط روی کاغذ می اندازد نگاه دیگر به مخاطبین خود نیز داشته باشد. حرکات و فعالیت های آن   ها را زیر نظر بگیرد.

9. برجسته خوانی: برخی از جاهای شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلندتر گردد و تأکید بیش تری روی آن صورت گیرد. مثل این این ابیات:

جمعه درست ساعتِ … یادم نمی رود

در تنگ پنج متری قلبم شدی رصد

من التماس و خواهش این   که بمان! بمان!

اما تو برصداقت این سینه دستِ رد

گفتم کجا؟ چرا؟ چمدان تو بسته بود

گفتی که هیچ غم مخور این نیز بگذرد

( ابراهیمی غلام رضا، هبوط در پیاده   رو، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص43)

در ترکیبات و کلمات “درست ساعت…/ بمان، بمان!/ گفتم کجا؟/ چرا؟/ گفتی/ هیچ غم مخور”‌ باید تن صدا بلندترگردد و با تأکید تلفظ شوند.

2 ) دیکلماتور:

دکلماتور تنها شعر نمی خواند بلکه خود حرف می زند. او تنها یک خواننده ی متن نیست بلکه راویِ شخص اول است که با مخاطب گپ می زند. بنابراین جدا از بیان زیبا، باید ظاهر مناسب و آراسته نیز داشته باشد.

3) شنونده:

شنونده رکن دیگر دکلمه است. شنوندگان یک شعر ممکن است به لحاظ سنی، جنسیتی، تعلیمی و تحصیلی متفاوت باشند. دکلماتور خوب کسی است که قبلاً از نوعیت مخاطبین خود آشنایی داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سلیقه ی آن ها انتخاب نماید. او باید بتواند روان آدم ها را دریابد. سلایق و گرایش های آن ها را تشخیص دهد.

4) صدا:

صدا جزو اساسی دکلمه است. اما صدا چیست؟ صدا “محصول حرکات هماهنگ و منظم اندام   ها و عضلات صوتی”‌ می   باشد. یک دکلماتور باید اندام صوتی مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند کلمات را درست و بجا تلفظ  و ادا کند. اندام   های صوتی این   هاست:

1.      دستگاه تنفسی: شامل شش ها، نای، نایژه (مسیر هوا از ریه   ها به طرف حنجره)

2.      عضلات و تار های صوتی حنجره (تشکیل دهنده صدای ابتدایی)

3.      حفره ها و دیوار های گلو (محل تولید حروف- تند وکند کننده صدا)

4.      دهان: شامل زبان، فک، لب ها، لهات (زبان کوچک)، سقف کام

5.      دندان ها ولثه ها (محل تولید حروف- لطافت بخشیدن به صدا)

6.      مجرا و حفره های بینی (تقویت کننده صدا- تولید کننده حروف خیشومی)

در دکلمه باید اندام   های صوتی سالم باشند تا صدا یک دست باشد.

منبع مطلب : article.tebyan.net

مدیر محترم سایت article.tebyan.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

جواب کاربران در نظرات پایین سایت

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب

مطالب تصادفی